شاعر: سعدی
مارس 30, 2013 در 3:55 ب.ظ
خلاف طریقت بود کاولیا
تمنا کنند از خدا جز خدا
گر از دوست چشمت بر احسان اوست
تو در بند خویشی نه در بند دوست
تو را تا دهن باشد از حرص باز
نیاید به گوش دل از غیب راز
حقایق سرایی است آراسته
هوی و هوس گرد برخاسته
نبینی که جایی که برخاست گرد
نبیند نظر گرچه بیناست مرد
نظر بدهید
شاعر: سعدی
فوریه 28, 2013 در 12:24 ب.ظ
موحد اگر زر بریزی برش
ویا تیغ هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس
بر این است بنیاد توحید و بس
نظر بدهید
شاعر: حافظ
دسامبر 31, 2012 در 4:29 ب.ظ
گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
یک نظر
شاعر: مولانا
دسامبر 31, 2012 در 1:14 ب.ظ
رو بمیر ای خواجه قبل از مردنت
تا نباشد زحمت جان کندنت
آن چنان مرگی که در نوری روی
نی چنان مرگی که در گوری روی
یک نظر
شاعر: حسین پناهی
دسامبر 31, 2012 در 1:12 ب.ظ
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
نظر بدهید
شاعر: مولانا
آگوست 5, 2012 در 5:00 ب.ظ
چون خیالی در دلت آمد نشست
هر کجا که می گریزی با تو هست
نظر بدهید
شاعر: عطار
می 2, 2012 در 7:32 ب.ظ
تا در تو خیال خاص و عام است
از عـشـق نـفـس زدن حـرام است
نظر ۳
شاعر: عراقی
مارس 5, 2012 در 5:34 ب.ظ
عراقی، چون نهای خرم، گرفتاری به دست غم
فغان کن بر درش هر دم، که ای غمخوار، دستم گیر
یک نظر
شاعر: علیرضا روشن
مارس 5, 2012 در 5:30 ب.ظ
در دود ِ من آهی بکش، آن آه ِ تو طوفان بود
از آه ِ طوفانی ِ تو، آتش شود این دود ِ من
من شیشهام سنگی بزن بر سینهام طبلی بزن
من ساز ِ بی خوانندهام بر بند ِ من چنگی بزن
آن لب تویی من همچو نی، من خامش ِ بیچارهام
لب بر لبم بنشان، بزن، من ساز ِ تو، تو زخمهزن
پنهان به دل اندر شدی بر بام ِ من تو بر شدی
من خانهام، خالی شدم، ای سارق ِ چالاک من
خالی منم، جام ِ غمم، در من خیال ِ صد شراب
از در درآ ای یار ِ من، پر کن مرا، پیمانهام
من آتشم آهی بکش، در هیمهام بادی بکش
بی تو، من ِ بی معنیام، در من بیا معنای ِ من
نظر بدهید
شاعر: سعدی
مارس 5, 2012 در 5:29 ب.ظ
مقدار یار هم نفس
چون من
نداند هیچ کس
ماهی
که بر خشک اوفتد
قیمت بداند
آب را
نظر بدهید
نوشته بعدی »