روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد

روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــد

مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد

بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ
پـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظ

جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــد
شاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيد

روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد
اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد

روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــت

35 دیدگاه برای «روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد»

  1. اين شعرو وحشي بافقي كفته يعني در واقع وصيت نامه وحشي هستش كه بسيار هم زيباست.

  2. من جاهای مختلفی رو جستجو نمدم و متاسفانه ای شعر رو در دوان “وحشی” و یا حتی منصوب به اون پیدا ننمودم . چنانچه راهنمایی مفیدی بنمایید از شما ممنون میشوم .

  3. این شعر از وفادار استهباناتی هست اشتباه نکنید مال وحشی بافقی نیست این شاعر معاصر که الان 100 سالشه عمرش به دنیا نموند و تولد 100 سالگیش سر مزارش درسید علاءدین حسین شیراز برگذار شد که همین شعر اونجا خونده شد و میتونید برید سر مزار با بشتر آشنا سید وبدونید البته چند دهه هست که به دیار باقی شتافته

  4. محمود جان مرسی بابت اطلاع … شعر خیلی قشنگی بود چند وقتی بود شعری نخونده بودم که انرژی داشته باشه.

  5. من عاشق این شعرم….یکی واسم مسیجش کرد که خیلی دوسش داشتم….اونم عاشق ای شعر زیبا بود…. آه

  6. سلام من اهل شعر نبودم اما امشب عشقم بهم پيشنهاد داد واعتراف ميكنم تحت تاثير قرار گرفتم واقعا هم از شما هم از اونى كه خيلى دوستش دارم وخيلى چيزا ازش ياد گرفتم ممنونم!

  7. باده ی ناب
    نگذارید که بی باده بمانم گاهی
    نگذارید که از سینه برآرم آهی
    تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
    نگذارید که بی باده سرآید نفسم
    همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
    آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
    عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
    راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
    بگذارید مرا داخل یک تابوتی
    تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی
    هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
    از می خالص انگور خرابش بکنید
    مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
    مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
    بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
    اندرون دل من یک قلم تاک کنید
    به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
    پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
    جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
    شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
    هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
    همه را مست و خراب از می انگور کنید
    روی قبرم بنویسید وفادار برفت
    آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

    سلام-این شعر از علی اصغر وفادار است-علی اصغر وفادار 5/1/1339 در استهبان متولد شد-او اینک در شیراز(نزدیک شاه چراغ) به کار دندانسازی مشغول است-کتاب دلتنگ (اشعار وفادار) از وی به چاپ رسیده -اما به این شعر، به خاطر بیت
    به نمازم مگذارید بیاید واعظ* پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
    مجوز چاپ داده نشده

  8. سلام برهمه ادب دوستان سرزمین دلاور پرور ایران زمین
    عزیزان بنده بشما قول میدهم که وفادار استهبانی از شعرای بنام فارس که سالها در شیراز زندگی کرده و بیشتر اهالی شیراز او را می شناسند و کلاً ادب دوستان شیرازی به شیوه حافظ شعر می گویند . سربلند باشید

  9. ياقوت لب لعل تو مر جان مرا قوت
    ياقوت نهم نام لب لعل تو يا قوت
    قربان وفاتم به وفاتم گذري كن
    تا بوت مگر بو كنم از روزن تابوت

  10. سلام دوستان . این شعر از وحشی بافقیه . میتونین به کتابخانه ملی تهران مراجعه کنید و در نسخه خطی که از ایشان بجا مانده و مربوط به چند صد سال قبله این مطلب پیدا کنین .دندانپزشک و استهباناتی و غیره هم تز شعر ایشان استفاده کردن .شاد باشین.

  11. با سلام به تمام دوستان فرهیخته
    آنچه مشخص است , شعر ناب و زیبایی است . از شما که نظر گذاشتین و از کلیه کسانی که جهت پر بار نمودن سایت تلاش کرده اند ” سپاس”.

  12. مرسی مرضیه خانم ،مهم نیست از کدوم شاعره،بالاخره از یکی از شاعرای خوب این سرزمینه،مهم اینه که قشنگه.من قسمتی از اون را داشتم ولی الان همه شعر رو اینجا دیدم و خوشحال شدم از خوندنش لذت می برم . یک شعر هم حافظ داره تو همین مایه که جالبه

    من آن دم که گردم زمستی هلاک

    به آیین مســتان بریدم به خـــــاک

    به آب خـــرابـــات غســـلم دهیـــد

    پــس آن گاه بر دوش مستم نـهید

    به تابــوتی از چـــوب تاکم کــنـید

    به راه خـــرابـــات خـــاکم کـــنـید

    مریزید بر گـور من جـــــز شــــراب

    میــاریـــد در مـــاتمم جـــز ربــــاب

    مــــبادا عــزیزان کــه در مـرگ من

    بنالــد به جز مطـــرب و چـــنگ زن

    تو خود حافظ از سر زمستی متاب

    که ســلطان نــخواهد خراج از تورا

  13. با سلام . به نظر من هم این شعر متعلق به آقای وفادار است . من چند تا از دیوان های چاپ قدیم وحشی بافقی رو دارم ولی این شعر رو ندیدم . با تشکر

  14. دستت درد نکنه چندین سال بود دنبال این شعر می گشتم فقط یک مصرع یادم بود که پیداش کردم ازت ممنونم
    واقعا حال دادی

  15. اصغر وفادار -فرزند محمد -متولد 1339-استهبان (فارس)
    در حال حاضر در شیراز، فلکه شاه چراغ به حرفه ی دندانسازی (نه دندانپزشکی) مشغول است.
    کتاب “اشعار وفادار (دلتنگ) از ایشان چاپ شده است. (به کوشش محمد رضا آل ابراهیم)
    چاپ نخست 1388
    شماره کتابشناسی ملی: 1562410
    این کتاب مجموعه اشعار محلی، غزلیات، دوبیتی ها و … وفادار است.

  16. باده ی ناب

    نگذارید که بی باده بمانم گاهی
    نگذارید که از سینه برآرم آهی

    تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
    نگذارید که بی باده سرآید نفسم

    همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
    آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید

    عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
    راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید

    بگذارید مرا داخل یک تابوتی
    تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی

    هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
    از می خالص انگور خرابش بکنید

    مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
    مست مست از همه جا حال خرابی بدهید

    بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
    اندرون دل من یک قلم تاک کنید

    به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
    پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

    جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
    شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

    هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
    همه را مست و خراب از می انگور کنید

    روی قبرم بنویسید وفادار برفت
    آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

  17. با سلام به همه دوستان خدایی بعضی از شاعرا واقا چقدر نکته بینامه شعر میگن دست شما هم درد نکنه که که با گذاشتن این اشعار اسم این عزیزان رو زنده نگه میدارید راستش من چند وقت پیش یه شعری رو یه جایی خوندم هرچند زیاد شاعر توانایی نبوده ولی چون ظاهرا از سر درد و ناچاری این شعرو گفته با اجازه خواستم شعرشو بزارم . اگه کسی میتونه شعرو اصلاح کنه بدون اینکه به مضمونش دست بخوره البته از شاعرش هم اجازه گرفتم
    ارزوی مرگ
    خدایا روز مرگم در قضا کن
    رسان امروز آن را و شفا کن
    خدایا من ندارم دیگر آن تاب
    که از تو دور باشم تو شتاب کن
    خدایا من نمی گویم بهشتت
    مرا در آتش دوزخ جا کن
    مرا از آتش دورخ مترسان
    که این دوری زخم است آن دوا کن
    من از هجران تو در آتش هستم
    خدایا این فراغت را وصال کن
    تو میدانی درونم پر زغصه است
    مگر راهی نداری راه وا کن
    من از این عالم و هر آنچه در اوست
    گریزانم بلطفت مرگ واکن
    خدایا تو مگر انصاف نداری
    مرا در قسمت اموات جا کن

  18. خوب جای سئو اله چگونه پس این شعر را به اسم وحشی می شناسند؟ اگر در حتی یکی از دیوان های کهنه وحشی این شعر دیده بشود. نمی توان ان را به اقای وفدار نسبت داد. اصلا چرا این شعر تا کنون به اسم وحشی بوده؟

  19. سلام
    شعر فوق الذکر از وفادار استهباناتی است که جناب وفادار بیت اول رو از وحشی بافقی گرفته (تخلص کرده) و مابقی رو خود سروده . اما شعری رو که جناب هادی نقل قول از حافظ گفتند غلطها زیادی داشت این شعر در پایان ساقی نامه کامل حافظ می باشد اما جناب دکتر غنی و دکتر قزوینی که دیوان حافظ رو اصلاح کردندتنها ابیاتی رو توی کتاب گنجاندند که توی همه نسخ خطی مشترک هست بهر حال شعر فوق رو به این شکل اصلاح میکنم:
    … من ار زانکه گشتم ز مستی هلاک
    به آیین مستان بریدم به خاک
    به تابوتی از چوب تاکم کنید
    به راه خرابات خاکم کنید
    به آب خرابات غسلم دهید
    پس آنگاه بر دوش مستم نهید
    مریزید بر گور من جز شراب
    میارید در ماتمم جز رباب
    ولیکن بشرطی که در مرگ من
    ننالد بجز مطرب و چنگ زن
    تو خود مطربآ سر ز مستی متاب
    که سلطان نخواهد خراج از خراب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *