روزها فکر من این است و همه شب سخنم

شاعر: مولانا

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

63 دیدگاه در “روزها فکر من این است و همه شب سخنم”

  1. من میخواهم بدانم این شعر توسط کدام خواننده خوانده شده که سالها پیش تیتراژی پایانی یک سریال بود.

  2. سلام .
    در پاسخ به دیدگاه “نیره هراتی” به تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۵

    این شعر ، تیتراژ پایانی سریال ” روز حسرت ” با صدای ” مقداد شاه حسینی ” و آهنگسازی ” آریا عظیمی نژاد ” بود .

  3. با سلام. لطفا بطور دقیقا آدرس این شعر را مشخص فرمائید که از مولوی می باشد. چون من نتوانستم آنرا بیابم. ممنون و سپاسگزار

  4. عظیمی هستم ممنون از همکاری و همفکری و راهنمایهای بجا و کارامدتان باز هم متشکرم

  5. درود بر شما دوست عزیز… اگه براتون امکانش هست لطف کنید که معتبرترین معنی و تفسیری که از بیت دوم این شعر یعنی:
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
    به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
    را که توسط اساتید شعر فارسی نوشته شده را معرفی کنید یا در صورت امکان مختصر برامون بنویسید! با احترام و سپاس وافر

  6. این شعربیت به بیتش زندگی را
    دوباره بهم هدیه داد.سپاسگذارم از مولاناو..

  7. برخی از ادیبان براین باورند که شعر از مولانا نیست…البته فرقی هم نمیکند …این شعر دارای اندیشه عرفانی هست و همین مهم باعث ماندگار شدن آن گردیده.

  8. این شعر فاخر و پرمحتوا اشاره به دکترین هستی و جهان آفرینش دارد و حضرت علی (ع) در نهج البلاغه و حکمتها می‌فرمایند: «رحم الله امرا علم من این و فی این و الی این» خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده و الان کجاست و به کجا خواهد رفت.
    حضرت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) فرمودند: تعجب می کنم از کسی که به دنبال گمشده خویش می گردد، ولی به دنبال خودش نمی گردد. ما خودمان را گم کرده ایم. تا به حال گشته ای خودت را پیدا کنی؟

  9. دعا کنید بیدار شویم و بفهمیم و بمیریم، و بفهمیم از کجا آمده ایم و در کجا هستیم و به کجا خواهیم رفت. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ»
    گاهی وضو بگیر و رو به قبله بنشین و تسبیح را بردار و صد بار بگو: «من کی هستم»

  10. جالب است که یکی از بزرگان، إذعان میدارد که نمیداند کیست، از کجا آمده ، چه باید در این جهان انجام دهد، سپس قرار است به کجا برود و میخواهد جماعتی را هم با خود همراه سازد. حال این کور، شده عصاکش بقیه ی کوران.
    خداوند که راه و راستی و حیات است، گفت ” و حقیقت را بشناسید، حقیقت شما را آزاد خواهد کرد”
    مولوی هم چون بقیه ی شعرای مسلمان، چون ندید حقیقت، ره افسانه زد

  11. در پاسخ به مازیار عزیز باید عرض کنم زندگی معنادار است و هستی بی هدف نیست. ما نه زاییده اتفاق هستیم و نه به عدم باز می گردیم. هر ذره ای در عالم هستی حیات دارد زیرا مدام در حرکت و تحول است. هیچ چیز بی دلیل و بدون هدف نیست و هر ذره، ولو ناچیزترین، مبدئی معین ( از کجا آمده ام )، وظیفه ای مشخص ( آمدنم بهر چه بود ) و سرانجامی خاص ( به کجا میروم آخر … ) دارد. بالطبع انسان هم که موجودی دو بعدی است ( شامل جسم و روح ) ازاین قاعده مستثنی نیست، همچنانکه جسم اش را رشد و پرورش می دهد باید نسبت به رشد و پرورش روح اش نیز کوشا باشد یعنی فضائلی مثل رحم، سخاوت، درستکاری و غیره را در وجود خود به طور تدریجی رشد دهد.
    هر هستی ای از اوست ( انٌا لله ) و همه چیز، پس از رشد لازم ( سیر کمال )، به او باز میگردد ( و انا الیه راجعون )

  12. من کیم یک جمله تکراری است
    کز ازل چون سیل در من جاری است
    من تماما روح یا تن نیستم
    من کسی غیر از خود من نیستم…

  13. با سلام
    جناب صدر اگه این شعر را کامل بخونید می بینید که شاعر بزرگوار ره گم نکرده ،هیچ شاعر مسلمان گمراه نیست، در این شعر اول سوالی را مطرح کرده و خواننده را به خود شناسی دعوت نموده،سپس در پایان جواب سوال را هم به زیبایی بیان کرده.با تشکر

  14. با سلام
    لطفا بگید من چطوری این آهنگ رو دانلود کنم؟؟؟ تیتراژ پایانی روز حسرت این نبود..من همینو میخوام

  15. با سلام
    لطفا بگید من چطوری این آهنگ رو دانلود کنم؟؟؟ تیتراژ پایانی روز حسرت این نبود..من همینو میخوام
    میشه این آهنگ رو واسم بفرستید ایمیلم؟

  16. تمامه انسانها از نور خداوند هستند ودر اخر به مبدا و ذات اصلی خود برمیگردند .مولانا به ذات خدا پی برد و مهشور گشت . بخاطره اینه که به اشعارش گوش میدهیم ناگهان دلمان خالی میشود .وتلنگری میخوریم که ای انسان کجایی درچه حالی راه انست …..

  17. این شعر چه گفته مولانا باشه چه هر کس دیگری ما را یاد اصلمون میندازه…
    اولین مفهومیکه مطرح میکنه: فکره و بعد سخن، غفلت و میرسه به احوال دل.
    احوال دل چیست که از آن غافلیم؟
    نگاه به اعماق خود؟ ولی چه کسی، چه چیزی یا چه بخشی از من به احوال دل من نگاه میکنه؟
    شاید فکر و منطق نقطه شروع فرایند هستند و بینش جان و احوال دل غایت آن. فرایندی که نتیجه اش آزادی از بند و پر و بال زدن در کوی اصل نقطه آغازینه. این نقطه عطف رو با چشیدن می وصلی که مفهوم زمان و مکان زندان ابد رو متلاشی میکنه به تصویر میکشه. که الحق تصویر زیباییه.
    یکی دیگر از نکته های جالب این شعر، یادآوری حقارت افکار ما در برابر وجود خالق ماست. بدون لمس آن وجود چطور ادعای درک مراد ساخت رو داریم؟
    ناشناخته ها ما رو جذب میکنند. و شناخت و حل هر مسئله ای بیشتر ما رو به خودمون غره میکنه. ترس از مرگ که اون هم ناشناخته ای مقتدره ما رو به افعال مختلف وا میداره. حتی تا به باد دادن یه لشکر انسان یا یه جامعه هم ممکنه پیش یره. با گذر از ترسها که مهترین آنها ترس از مرگه میشه سررشته رشد رو بدست گرفت و این شعر به خوبی در راه به ما کمک میکنه. همانطور که یکی از عزیزان دیدگاه خود رو با انالله و انا الیه راجعون خاتمه دادن.

  18. در پاسخ به Rahil
    با درود به شما و دیگر دوستان ادیب
    خواستم بپرسم که آیا تونستید همین آهنگ رو دانلود کنید؟؟
    متاسفانه من بسیار سرچ کردم در سایت های گوناگون، ولی همین آهنگ رو نتونستم پیدا کنم که قابلیت دانلود داشته باشه.
    از این رو خواستم از شما کمک بگیرم

  19. سلام این شعر(آیات حضرت مولانا) ۵ بعد داره و مستقیما با ادب و با ناسزا خواننده را به سمت الله (انسان کامل) سوق میدهد . در لایه اول خواننده فقط ظاهر کلمات را میبیند در لایه دوم به شما میفهماند که هیچ چیز در عالم هستی بی دلیل نیست و … در لایه سوم ادرس ها و راههای پیدا کردن الله (انسان کامل دوره) را به خواننده می فهماند و ….. در منزل اکثر ما ایرانی ها کتب حضرت عطار ، شمس ، مولانا ، حافظ ، سعدی و … هست که اگر کمی با دقت بیشتری میفهمیدیم راه های رسیدن به خدا را به ما نشان میدهد .

  20. سلام . حضرت مولانا واقعا انسانی والا مقام که با کمک شمس تبریزی به درجه ای از عرفان و تکامل و به عشق حقیقی دست یافت این شعر هم از حضرت مولانا ست . یاحق

  21. دوستان خسته نباشید . در بین انسانهای روی زمین ، تعداد افرادی که به همه چیز دقت داشته باشند خیلی کم هست ، که شاید یکی دو درصد مردم باشند . بقیه مردم یا کارهای ساده رو از دیگران کپی میکنن (کارهای سخت رو ول میکنند) ویا بعضی ها هم فقط به فکر کلک بازی و دورویی و غیره هستند . پس این شعر خوب ، به درد اون اقلیت ناچیز میخوره ، بطوری که تابحال نتونسته اکثریت رو به تعقل و راه راست بکشونه و اونها هنوز در راههای خودشون قدم میزنند . ساده ترین گفتاری که میتونم به همه بگم و به شکل همه فهم باشه اینه که خدا از شاهرگ تان هم به شما نزدیکتر هست و هرچه میکنید به خودتان میکنید !!!

  22. شعری است که از نهاد تک تک انسانها میگوید، همه ی ما حتی اکر یک بار هم‌بر زبان نیاورده باشیم این سوالات رو در اعماق وجودمون داشتیم من از کودکی که هیچ شاعری را هنوز نمیشناختم وقتی حلوی آینه به عمق چشمان خودم خیره میشدم بازبان کودکی میگفتم تو کی هستی و از مجا اومدی و میخوایی چکار کنی اما هنوز هم همین سوال را دارم

  23. من اول واقعا لذت بردم و ممنون هستم از شما و در وهله دوم چرا هرشعر خوبی که مولانا گفته رو یکسری شاعرنما و به ظاهر شعرشناس میگن برای حضرت مولانا نیست؟

  24. روزها فکر من اینست و همه شب سخنم:
    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
    به کجا میروم آخر ننمایی وطنم؟
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا؟
    یا چه بودست مراد وی ازین ساختنم؟
    جان که از عالم علوی ست یقین میدانم(آنچه از عالم علوی ست از آن می‌گویم)
    رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    دوسه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
    به هوای سر کویش پروبالی بزنم
    کیست در دیده که از دیده برون می‌نگرد
    یا کدامست سخن می‌نهد اندر دهنم
    کیست در گوش که او می‌شنود آوازم
    یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
    تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
    یک دل آرام نگیرم نفسی دم نزنم
    من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
    آنکه آورد مرا باز برد در وطنم
    می وصلم بچشان تا در زندان ابد
    از سر عربده مستانه به هم درشکنم
    تو مپندار که من شعر به خود میگویم
    تا که بیدارم و هوشیار یکی دم نزنم
    شمس تبریز اگر روی به من بنمایی
    واله این قالب مردار بهم در شکنم

  25. آقای صدر که کامنت گذاشتی. داداش داری اشتباه میزنی
    اول اینکه بس نیست انقدر به مولوی و سایر شعرا نصب مسلمانی دادین؟ یعنی هنوز نفهمیدین که دیگه فایده ای نداره؟
    جامی میگه صد شکر که سگ سنی و خر شیعه نی ام… بازم میگین جامی مسلمون بود!
    حافظ میگه دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خواند.
    عطار میگه کسی که اذان میگه پست تر از کسیه که چاه فاضلاب تخیلیه میکنه

    دوم اینکه “مولوی چون ندید حقیقت ره افسانه زد”؟!!! میفهمی چی میگی؟ مولوی و عطار و سنایی و شیخ بهایی و ده ها صوفیِ دیگه، همه حرفشون دیدنه. اصل بر دیدنه و اسلام همه انتقادش به همین دیدنه.
    ندیدن مخصوص ِ مسلمون هاست. اصلاً شعار اسلام و تشیع ندیدنه. ایمان به غیب. ندیدن و عاشق شدن و ایمان اوردن. اونوقت شما میگی مولوی ندید و ره افسانه زد.
    جواب مولوی به اسلام رو به خودش برمیگردونی؟!
    تویی که نمیفهمی حتی از کجا باید ضربه بزنی، سعی کن خفه شی و دهن کثیفتو ببندی که بوی گندش فضارو مسموم میکنه

  26. بیت آخر کجاست؟!!!!!
    چه خرجی میکنین و چه وقتی میزارین که شعرهارو سانسور کنین
    ولی به هیچ جا نمیرسین

    شمس تبریز اگر روی به من بنمایی
    وله این قالب مردار به هم درشـکنم

  27. s.Ali! واقعا از کجا اومدید؟ ما که مسلمونیم و تمام دینمون میگه ببینید تدبر کنید تعقل کنید، سپس ایمان بیارید و عاشق بشید. شما از کدوم دین حرف میزنید؟؟؟
    ما هم عقل داریم هم عشق. نه جدا هستند و نه جداشدنی. عقل زیاد به عشق زیاد میرسونه. عقل کم به عشق واهی. عشق واهی به بیعقلی. ولی ما عاشق اون نهایت عقلیم.

  28. این شعر مولانا نیست مولانا تورک بود ھویت مولانارو فارس یا ھمون افغانیہ خوشلھجہ کردن سیاست روسیہ و غرب برای تورک زدایئ بودہ مولانا اصلا بلد نبودہ فارسی صحبت کنہ جعل تاریخ و جعل اشعار شدہ این سیاست ترک زدایی از چھارصدسال پیش با ترور شاھان شطرنج تورکھا از نادر شاہ بگیر تا پادشھان قدرتمند قاجار بعد از نقشہ مارکوپولوی جاسوس ( جاسوس مقرر و تعداد سربازان و مناطق تاریخی و دارایی تورکھا ) ! تا بہ امروز اجرا میشہ ۔ منیم دیلیم ئولن دیل ! فاس دیلینہ افغان دیلینہ چئونن دیل

  29. همه چیز رو میخان به اسلام بچسبونن، البته اسلامی که خودشون ساختن نه اسلامی که خدا فرستاده. خدا در قران میفرماید وای به حال آن نمازگزارنی که با ریاکاری نمار میخونن و دوست دارن مردم اونها رو به صفات خوبی ستایش کنن که هیچ در اونها وجود نداره.
    حالا این افراد توی ایران ما زیادن تمام کسانی که مهر داغ میکنن و روی پیشونیشون میزارن،
    اونهایی که به نام اسلام فقط دنبال منافع شخصی و قدرت هستن.
    همونها میخان ما فکر نکنیم فقط چیزهایی رو که اونها میگن چشم بسته قبول کنیم،
    همین آدمها بودن زمان حافظ، میگفتن حافظ شراب خار بوده و نمیزاشتن در قبرستان مسلمانان خاکش کنن، کودکی کتاب حافظ رو باز میکنه و شعری میخونه.
    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.
    جایی دیگه میفرماید،
    زاهدان کین جلوه در مهراب و منبر میکنند
    چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
    مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
    توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
    گویا باور نمیدارند روز داوری
    کین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
    می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
    چون نیک بنگری همه تزویر میکنند.

    مفتی یعنی مبلغین دین حالا طبق گفته حافظ مبلغین دین همه تزویر میکنند.

  30. آقا یا خانمی که خودت رو “س” معرفی کردی. اسلامِ شما میگه ببینید و ایمان بیارید؟!!!
    شما دیگه مرزهای یاوه گویی رو جابجا کردین بخدا
    نه عزیزم دین شما میگه نبینید و ایمان بیارید
    شما الآن حضرت محمد رو دیدی و ایمان اوردی؟!
    امام زمان رو دیدی و ایمان اوردی؟!
    خدا رو دیدی و ایمان اوردی؟
    دینِ شما دینِ ایمان به غیبه
    و میگی فکر داریم؟ شما که دینت همش تقلیده. شما… اصلاً چه کاریه جواب دادن به شماها. بی سواد های مقلد و متعصب

    سالها شعر هاتف اصفهانی رو منکر میشدن، بعد دیدن فایده ای ندارن، گفتن مسلمون بوده. حالا کار به جایی رسیده که مکارم شیرازی شعر هاتف رو نقد و رد میکنه (البته به خیالِ خودش). مکارم پذیرفت که این ها مسلمون نبودن. شمای متعصب هنوز قبول نداری میگه مسلمون بودن

    دوره ی سانسور و تحریف تموم شده دوستِ عزیز. خدارو شکر شاعری نبوده که وحدت وجودی بودن و غیر مسلمون بودنش رو در اشعارش فریاد نزده باشه.

  31. اقای s. Ali
    اروم باش
    هر اعتقادی که دارید ممکنه درست باشه و ممکنه نباشه
    میلیارد ها ادم روی این کره اومدند و خواهند اومد و هرکدوم به یه چیز اعتقاد دارند
    یه ذره کوچیک نیست که انقدر تعصب داشته باشیم روی اعتقادمون ؟
    حالا هر چیزی که میخواد باشه چه اسلام چه اتئیست و یا هر چیز دیگه
    تعصب برای هر اعتقادی ممکنه اتفاق بیفته
    شما و یا هرکس دیگه به هر چیزی که اعتقاد دارید قابل احترامه چون حتما تحقیق کافی رو روش انجام دادید و تونسته شما رو قانع کنه
    اما هیچ کس قرار نیست اعتقادش رو تحمیل کنه
    ادما شبیه هم نیستند شاید یکی با یه چیز دیگه جوابشو بگیره
    شاید عقیده ی شما واقعا درسته اما هیچ وقت انتظار نداشته باشید که یه روزی برسه که همه ی مردم اونطوری که شما فکر میکنید بشند

  32. با سلام
    من در منابعی دیده ام که این شعر از “شیخ بهایی” ست.

  33. دردفتراول مثنوی که منسوب که منسوب به حضرت مولاناست مطلعش بااین شعرآغازمیشود
    درجواب دوست عزیزی که گفتندمولانا ترک بوده باید گفت اولاً مولانا ایرانی بوده وازشهر بلخ که بعدها بدلایلی به قونیه کوچ میکنه ودرآنجا به وعظ مشغول بوده وتا آنموقع شعرهم نمیگفته لکن ترکی راهم خوب بلد بوده که بعداً درسال ۶۴٣ه ق باشمس تبریزی ملاقات کرده تحولی عمیق دروی پدیدارمیشود وبعد ازغیبت شمس مولوی از فراق شمس شعرمیگوید وپسرش سلطان ولد این أشعار رامکتوب میکند لازم بذکرست اکثر شعرهایش رادرحال سماع می سراید!

  34. تنها کسی که چنین دیدگاهی در مورد زندگی و خدا دارد حضرت مولاناست.که ما رو از عالم بالا و زنده شدن به خدا آگاه میکنه . قطعا آگه مولانا نبود خیلیا در گمراهی به سر میبردند از جمله خود من . حرف مولانا جز کلام قرآن و پیامبر و جز کلام حق نیست.

  35. افرادی هم که متاسفانه تعصب دین رو دارند و بحث میکنند بهتره به مثنوی معنوی مراجعه کنند . که بدونن این جنگ ها جز کوته نظری نیست به قول شاعر :
    این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست
    گر نظر پاک کنی مسجد و بت خانه یکیست
    یا در جایی دیگه
    از مسجد و میخانه وز کعبه و بت خانه
    مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه

    به اون حکایت حضرت مولانا مراجعه کنید که چهار تا در دین اختلاف داشتند .
    اگر هر کسی فقط به اعتقادات خودش نظر داشته باشه و اونارو درست کنه و کآری به اعتقاد دیگری نداشته باشه خیلی جهان بهتری خواهیم داشت
    به قول حضرت مولانا :
    ملت عاشق ز ملت ها جداست
    عاشقان را ملت مذهب خداست
    پس فقط خدا

  36. ی مورد دیگه هم اینکه
    در شعری مولانا میگه
    چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم
    نه ترسا نه یهودم من نه گبرم نه مسلمانم
    بعدش هم میگه نه ترکم نه سقسینم و…
    بعد ی عده روی این مورد بحث میکنن
    آخه دوستان این خیلی بده . مولانا میگه من نه منم نه من منم
    بعد شما روی ترکی یا ایرانی بودنش بحث میکنید . ارزشی نداره همه ار عالم خاکیم
    ای اختلافات جزئی رو کنار بزنید و کلام حقیقی مولانا رو درک کنید .

  37. سلام برهمگی،متاسفانه،من دربعضی از اظهارنظرهایی که دیدم،پشتوانه منطق وبرهان وعقل ندیدم،ولی اون دوستی که گفته بود حضرت مولانا تورک بود،کلی خندیدم ولی فوری فهمیدم،این باباسوادهم نداره،رفیق،اگه اطلاع کافی از موضوعی نداری،بروبگردپیداکن،مطلع شو،بفهم،بعدحرف بزن،حرف زدن بلدنیستی،حرف نزدن که بلدی.مولانا دربلخ به دنیا آمد،تا۱۱سالگی همانجابود،بنابه دلایل زیادی،ازجمله ترس ازجان نابغه۱۱ساله،پدرش بهمراه خانواده،بسوی بغدادرفت،تا…..مدتی دربغداد،ازمحضربزرگان علم وادب آنروز، تلموذ کردو…..و درنهایت به قونیه رفت،درقونیه،مولوی،یک شخصیت علمی ادبی بود،درواقع استادبزرگ مدارس دینی،همین،نه بیشتر،حتی نوشتن. شخصیت بسیارمغروری هم داشت،که هیچ کس را برنمیتافت و…..،مولوی از روزی مولوی شدکه باشمس تبریزآشناشد،همانروی که مولانا با غرورتمام نشسته بود بالای مجلس بزرگ درس و بحث وهرکسی ازهرجابی هرسوالی هرچندسخت سخت،میکرد،مولوی پاسخ دقیق،سریع،وروشن میداد،تا اینکه درویشی رسیدوگفت:سوالی دارم شیخ.شاگردان و ارادتمندان مولانا خواستند این درویش غریبه را از مجلس بیرون کنن،ولی مولانامانع شدودرویش سوال کرد:محمدص برتربود یا بایزیدبستام؟مولوی گفت،این چه سوالی درویش، معلومه،محمدسرورهمه کاینات است،دروبش گفت پس چرا اون گفت سبحانک, انت ربی،ولی این یک گفت،سبحانی،ان ربی؟ مولانا بفکرفرورفت و درویش ازمجلس ببرون رفت و……این درویش حضرت شمس تبریزبودو……. وضمنا من اوزون تورکم،دوستوم،آما حقیقتی آیاخلامارام

  38. انسان در زندگی باید دو هنر را فرا گیرد:
    یکی هنر چگونه زندگی کردن و دیگری هنر چگونه مردن
    بقول دکتر علی شریعتی
    [خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت]
    اگر انسان با تمامیت نتواند زندگی کند مرگ هم بی معنی خواهد بود و به کمال دست نخواهد یافت.
    درک سوالات سه گانه از دیدگاه مولانا که از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود و به کجا میروم؟ است ، هدف زندگی و یافتنش راه و رسم آن…..

  39. به نام خدا
    باسلام

    همین که جمعی پیرامون یک شعر معرفتی(خودشناسی وخداشناسی؛یعنی عرفان و حقیقت) تامل دارند جای خیلی شکر دارد…

    چندان مهم این نیست مولانا کجایی است…
    چون ظاهرا خودشان هم می فرمایند؛

    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود… به کجا می روم…

    مهم درک حقایق و معارف الهی است برای سرای جاودان الهی…

    اما شخصی در نظرات بالا بیان کرده است الله( یا انسان کامل دوره)

    این بیان محل نقداست…

    بله؛ انسان اگر خودش را باسیر الی الله و با ولایت ولی الله(انسان کامل یاهمان امام معصوم)
    بشناسد و پس از آن به حقیقت”من عرف نفسه فقد عرف ربه”
    ممکن است در دنیا یا آخرت برسد…

    که در آن صورت؛ خواهد دانست؛
    این خداست که تجلی بر عالم کرده و حقیقت و ماهیت همه چیز بازگشت به خدا دارد و حقیقت انسان نیز همین طور…
    وهمه ی انبیای الهی و اولیای حقیقی؛
    به همین بازگشت به فطرت الهی دعوت کرده اند و راه نشان داده اند

    که آیه ی قرآن کریم نیز می فرماید:
    “الروم
    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ
    ﭘﺲ [ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﻰ ﭘﺎﻳﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﺮﻙ ] ﺣﻖ ﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻦ [ ﺗﻮﺣﻴﺪﻯ ] ﺭﻭﻯ ﺁﻭﺭ ، [ ﭘﺎﻯ ﺑﻨﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﺮ ]ﺳﺮﺷﺖ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﺮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺧﺪﺍ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻠﻰ ﻧﻴﺴﺖ ؛ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﻳﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ؛ ﻭﻟﻰ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩم ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ [ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﺻﻴﻞ ] ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
    (سوره الروم -آیه ٣٠) نرم افزار قرآن حبل المتین]

    ونیز آیات اول سوره الحدید؛(“هوالاول والآخر والظاهر والباطن.. به همین معارف توحیدی عمیق ) اشاره دارد.

    باتشکر
    درصورت نقد به آدرس ؛
    [email protected]
    درپیام رسان داخلی ایتا

    پیام داده شود.

    اللهم صل علی محمدوآله الطاهرین وعجل الله فرجه…

  40. در مقدمه مثنوی و معنوی اومده
    این کتاب مثنوی است، که اصولِ اصولِ اصول دین است درباره ی کشف اسرار وصول به حقیقت و رسیدن به مرتبه ی یقین، و فقه اکبر خداوند است، و راه روشن خداپرستی است، و آشکارترین برهان خداشناسی است.
    خواهشمندم افراد بدون تحقیق حرف نزنند بعدم همه بزرگان ایران بعد از ورود اسلام ببینید حتی روایت هایی تاریخی هم اینو میگه کاش مستند شبکه آلمان رو راجع به اسلام نگاه کنید

  41. حضرت مولا یکی از بزرگترین صوفی ها جهان است البته این قطعه هم بمانند اشعار دیگرشان نیز عرفانی است واقعا خیلی از شاعران پارسی صوفی بودن درحالت عرفانی اشعارراسروده اند به نوعی به آنها الهام میشده درود ب حضراتی مانند مولا فردوسی حافظ سعدی شمس تبریزی شاه نعمت الله ولی و تمام آنها که پارسی رابااثراتشان تا امروز زنده نگهداشتند

  42. بسیار دلنشین و آرامش بخش بود. امید است که آدمیان بیش از پیش با تفکر در خود، پاسخ سوالات اساسی زندگیشان را بدهند.

  43. سلام عرض می کنم خدمت آقای محمد امین شما مطمئنید که علی بن ابیطالب این جملات را فرموده که رحمت بر کسی که بداند از کجا آمده و کیست

  44. سلام به آقای محمد که در جواب آقای صدر نظر دادن
    اگر ممکنه بفرمایید در بیت پایانی چی فرمودند و چه جوابی دادند توضیح بفرمایید ممنون میشم

  45. سلام
    کسی میتونه به سوالم جواب بده?
    حقیقت اینه که از بچگی به ما گفتن مولانا از بعد عرفانی عاشق شمس بوده
    ولی وقتی اشعار مولانا رو میخونم, از بی تابیهای مولانا یه چیزه دیگه برداشت میکنم!
    من اصلا قضاوت بدی در مورد گرایشات کسی نمیکنم
    ولی آیا ما یکم زیادی از شاعرانمون بت نساختیم?
    به غیر از اون شاید خیلی از مخاطب ها مثل من پیامبرها و عیسی و قرآن و این چیزهارو مطلقا خدایی ندونن بلخره پیامبرها هم انسان بودن و کتابهاشون هم یه سری نقاط ضعف داره!
    ولی مولانا تاکید داشت که مطلقا راه محمد و قرآن درسته!
    به نظرم هیچ انسانی مطلقا تمام حرفاش درست نیس!
    و توی کامنتا تمام دعواها سره اینه که مولانا مسلمون بوده یا نه!
    حالا چه مسلمون بوده چه نبوده نسبت به زمان خودش درک عمیقتر و زبان شیرینی داشته! دعوا سره چیه آخه?

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *