زاهد بودم ترانه گویم کردی

شاعر: مولانا

زاهد بودم ترانه گویم کردی
سر فتنه‌ی بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه کودکان کویم کردی

ما را زهوای خویش دف زن کردی
صد در یا را زخویش کف زن کردی

من پیر فنا بودم جوانم کردی
من مرده بودم ز زندگانم کردی

14 دیدگاه در “زاهد بودم ترانه گویم کردی”

  1. درود
    تشکر می کنم از ابیات زیبایی که گذاشتید
    اگر امکانش هست بیشتر به اشعار مولانا اشاره کنید وابیات بیشتری را بگنجانید
    سپاس

  2. یـــــــــــــــــــــــــــــاحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق
    سلام
    من خیلی عاشق این شعر مولانا هستم و الان خیلی خوشحال شدم که تونستم اشتباهاتی که تو خوندن این شعر زیبا و پر معنی داشتم را برطرف کنم. ممنونم

  3. زاهد بودم ترانه گویم کردى/ سرحلقه ى بزم و باده جویم کردى/// سجاده نشین باوقارى بودم / بازیچه ى کودکان کویم کردى

  4. سرحلقه بزم و باده خویم کردی
    باده خو صحیح است. باده جو شعر را تنزل میدهد. نسخه صحیح آن باده خو است.مولانا بعد از دیدار با شمس چون باده میشود و مستی می افزاید. اکرم نظری. دکترای ادبیات فارسی

  5. چند کلمه این ور اون ور زیاد مهم نیست مفهوم کلی اون مهمه و مهمتر از اونم اینه که بریم دنبال راه مولانا نه از دور برای اشعارش به به و چه چه کنیم

  6. بیت
    سجاده نشین با وقاری بودم
    بازیچه کودکان کویم کردی
    یعنی چه ؟
    سرپیری و معرکه گیری
    یا
    …….

  7. باده جو صحیح است زیرا سخن از خراب شدن و خراباتی شدن مولانا است…خود را تشنه باده می داند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *