تا به تو افتدم نظر

تا به تو افتدم نظر
چهره به چهره، رو به رو
شرح دهم غم تو را
نکته به نکته، مو به مو

ساقی باقی از وفا
باده بده سبو سبو
مطرب خوش نوای های
تازه به تازه گو بگو

از پی دیدن رخت
همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه، در به در
کوچه به کوچه، کو به کو

دور دهان تنگ تو
عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه، گل به گل
لاله به لاله، بو به بو

مهر تو را دل حزین
بافته با قماش جان
رشته به رشته، نخ به نخ
تار به تار، پو به پو

می رود از فراغ تو
خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله، یم به یم
چشمه به چشمه، جو به جو

در دل خویش “طاهره”
گشت و نجست جز تو را
صفحه به صفحه، لا به لا
پرده به پرده، تو به تو

طاهره قزوینی

۱۰ دیدگاه در “تا به تو افتدم نظر”

  1. با سلام و خسته نباشید
    سایت جالب و پر محتوایی دارید
    غرض از مزاحمت اینکه شاعر شعر فوق اقبال لاهوری
    با تشکر

  2. شاعر این شعر همون طور که نوشتی خانم طاهره قزوینی یا همون طاهره قره العین است. به نظرم بهتر بود در دسته نامعلوم جایش نمیدادی.

  3. این شعر گر به تو افتدم نظر هستش و همانطوری که دوست عزیزمون نوشتن از طاهره قره العین هست که اونم زندگی …. داره که جای بحثش در اینجا جائز نیست.
    این شعر رو در واقع برای باب…. که گمان میبرد امام زمان باشه سرود
    از دسته ی شاعران گمنام لطفا خارجش کنید

  4. همانگونه که دوستان گفتند شعر از بانوی شهیده قره العین است . الگوی سرافرازی زنان ایرانی یاد زنده باد

  5. این شهر از طاهره قره العین هستـ فقط دلیل اینکه جزو اشعار اقبال لاهوری هست رو نمیدونم. واقعن سواله برام. خوشحال میشم اگر دوستان مطلع جواب بدن

  6. دوستان دانشمند، در اینکه بانوی روشنفکر ایرانی قریحه ای مثال زدنی در شعر داشته و ادیبی بی نظیر بوده بحثی نیست، اما تحقیقات اخیر نشان داده است که پیروان عقیده و ایدیولوژی آن بزرگوار در هنگام جمع آوری و تدوین آثارش اشعاری را به وی منسوب نموده اند که به احتمال از آثار شعرای گمنام قبل از وی بوده اند. به گفته سوزان استایلز، منابع دانشورانه مسلمان، ثابت کرده‌اند که بعضی از اشعاری که زمانی به وی منسوب بوده‌اند، در واقع اثر شعرای قدیمی‌تر مانند محمدباقر صحبت‌لاری هستند.] منبع دانشورانه مزبور «حسام‌الدین نقبایی» (کتاب طاهره) بوده و دو غزل معروف منسوب به طاهره، یکی به محمدباقر صحبت لاری و دیگری به طاهره اصفهانی منتسب شده‌اند؛ ولی فرانکلین لوئیس، استاد کرسی ادبیات فارسی دانشگاه شیکاگو، این اشعار را تضمین طاهره از شعرایی مانند صحبت‌لاری می‌داند.[

  7. ۷/Aguste/2019/Los Angeles/M-M این غزل بنا به نقل ؛ مینو در؛ و تحقیق وحید دستکردى از مجموعه یاد داشت هاى أدیب الممالک فراهانى به طاهره اصفهانى نسبت یافته اما نویسنده میکوید من مخمسى از میرزا طاهر وحید دیدم در باره غزل فوق . همه نسبت ها به کنار رفت . جون مستند بود شرح انرا به ضمیمه اوردم (تذکره شعراى قزوین) ازکتاب قره العین لوس انجلس Jaunory/2016/MM

  8. محمد محیط طباطبایی در پژوهشی به بررسی یک نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس به شماره ۸۸۴۱ می‌پردازد. این نسخه حاوی اشعاری از میرزا طاهر وحید قزوینی منشی و وزیر درباره صفوی است که دارای آثاری به نظم و نثر می‌باشد. در صفحه ۵۷۶ آن مخمسی بدین شرح نگاشته شده‌است:

    ساقی عشقت ای صنم! زهر ستم سبو سبو

    ریخت به ساغر دلم با می‌غم کدو کدو

    چند دوم من از غمت گوشه به گوشه سو به سو

    گر به تو افتدم نظر چشم به چشم و رو به رو

    شرح کنم غم تو را نکته به نکته مو به مو

    تنا به ره محبتت پای طلب نهاده ام

    بر رخ دل در الم از ستمت گشاده ام

    تا قدمم به سر نهی خاکنشین چو جاده ام

    از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام

    خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو

    تا شده استخوان من با سگ کویت آشنا

    محض وفا تویی، مرا غیر تو نیست مدعا

    مانده به زیر بال غم کگردن مطلب هما

    در دل خویش طاهرا گشت و ندید جز وفا

    صفحه به صفحه سر به سر پرده به پرده تو به تو

    سه مصرع اول هر بند با دو مطرح آخر متفاوت است و همچنین تخلص «طاهرا» در بند آخر حکایت از آن دارد که مخمس تضمین شعری از شاعری پیش از وحید قزوینی است. بنا به بررسی محیط طباطبایی اصل غزل از شاعری بنام طاهرای انجدانی کاشی دکنی است که در اواسط سده دهم هجری می‌زیسته و میرزا وحید در قرن یازدهم مخمسی بر غزل وی ساخته و در دهه دوم از سده دوازدهم جمال الدین محمد جامی از ندمای اکبر شاه هندی این مخمس را در مجموعه نظم و نثر خود بنام میرزا وحید نگاشته‌است.اما بابیان که بدنبال جمع آوری شعر برای طاهره بوده اند اشعار بی نام نشان و جالب را جمع آوری و بنام وی در دسترس فارسی زبانان هندوستان قرار داده اند.وی می گوید اهمیت این پژوهش سبب شد تا بابیان ازلی این شعر را از اشعار منسوب به طاهره حذف کنند اما بهائیان همچنان به وی منسوب می دانند.گرچه برخی دیگر نیز این شعر را به طاهره اصفهانی و یا حزین لاهیجی منسوب کرده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *