رفتن به نوشته‌ها

یاحق

شعر فارسی

دسته‌ها

  • فیض کاشانى
  • فاضل نظری
  • فروغ فرخزاد
  • فروغی بسطامی
  • فریدون مشیری
  • فردوسی‎
  • ملک‌الشعرای بهار
  • مولانا
  • محمد رضا آقاسی‌
  • محتشم کاشانی
  • نامعلوم
  • نشاط اصفهانی
  • نصرالله‌ مردانی‌
  • نظامی‌
  • هوشنگ گلشیری
  • هوشنگ ابتهاج
  • هاتف اصفهانی
  • وحشی بافقی
  • کلیم کاشانی
  • کافیه جلیلیان
  • آیت الله انصاری همدانی
  • اقبال لاهوری
  • ایرج جنتی عطائی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • احمد شاملو
  • اردلان سرفراز
  • استاد شهریار
  • بیژن جلائی‌
  • بیدل دهلوی
  • بابا طاهر
  • جامی
  • حافظ
  • حبیب مجتهد خراسانی
  • حسن هنرمندی
  • حسین پناهی
  • خواجه عبدالله انصاری
  • خواجوی کرمانی
  • خوارزمی
  • خیام
  • خاقانی
  • رهی معیری
  • روح الله موسوی خمینی
  • روزبه بمانی
  • سهراب سپهری
  • سید علی صالحی
  • سعدی
  • شفیعی‌ کدکنی‌
  • شمس لنگرودی
  • شمس تبریزی
  • شیخ محمود شبستری
  • شیخ بهائی
  • شیخ روزبهان
  • صائب تبریزی
  • طاهره قزوینی
  • علی اصغر وفادار (استهبانی)
  • علیرضا روشن
  • عماد خراسانی
  • عراقی
  • عطار

Month: آذر ۱۳۹۰

تو را هر کس به سوی خویش خواند

شاعر: مولانا

تو را هر کس به سوی خویش خواند
تو را من جز به سوی تو نخوانم

ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۰دسته‌ها مولانا۱ دیدگاه برای تو را هر کس به سوی خویش خواند

از دست رفته بود وجود ضعیف من

شاعر: حافظ

از دست رفته بود وجود ضعیف من
صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد
جان ها فدای مردم نیکو نهاد باد

ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۰دسته‌ها حافظ برای از دست رفته بود وجود ضعیف من دیدگاهی بنویسید

خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد

شاعر: حافظ

خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد

اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد

ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۰دسته‌ها حافظ۱ دیدگاه برای خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

شاعر: حافظ

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۹۰دسته‌ها حافظ برای در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز دیدگاهی بنویسید

بس دعاها کان زیان است و هلاک

شاعر: مولانا

بس دعاها کان زیان است و هلاک
از کرم می نشنود یزدان پاک

شکرحق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم آن سود شد

ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۹۰دسته‌ها مولانا۱ دیدگاه برای بس دعاها کان زیان است و هلاک

چون غمت را نتوان یافت، مگر در دل شاد

شاعر: حافظ

چون غمت را نتوان یافت، مگر در دل شاد
ما به امید غمت، خاطر شادی طلبیم

ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۹۰دسته‌ها حافظ برای چون غمت را نتوان یافت، مگر در دل شاد دیدگاهی بنویسید

ای برادر، غم عشق آتش نمرود انگار

شاعر: سعدی

ای برادر، غم عشق آتش نمرود انگار
بر من این شعله چنان است که بر ابراهیم

ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۹۰دسته‌ها سعدی برای ای برادر، غم عشق آتش نمرود انگار دیدگاهی بنویسید
با افتخار نیرو گرفته از WordPress