home e-mail me! rss feed

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

شیما گفت,

نوامبر 7, 2011 @ 2:37 ب.ظ

این شعر یکی از زیباترین اشعاری که من تا به حال خوندم! هربار از خوندنش لذت میبرم! انتخاب بسیار خوبی بوده!

صابر گفت,

می 22, 2015 @ 6:51 ق.ظ

بهترین شاعر زمان… برکت خدا به عمر با عزتش

RSS برای نظرات این نوشته

میخواهید نظر یا پاسخی به نوشته بدهید ؟