نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

۱۷ دیدگاه در “نشود فاش کسی آنچه میان من و توست”

  1. این شعر یکی از زیباترین اشعاری که من تا به حال خوندم! هربار از خوندنش لذت میبرم! انتخاب بسیار خوبی بوده!

  2. آن روزگار که نبود مرد ره عشق گذشت ببینن آقای ابتهاج امروز که فوج فوج مرد و زن ره عشق رو غالبا جوان از سراسر منطقه…..

  3. دوست عزیز فرق عاشقی و رسم عاشقی زیاده. عاشق هست و رسم عاشقی اما از ترس در پستوی خانه نهان شده. این شعر باعث شد که من و معشوقه ام با استواری در برابر تماااام مشکلاتی که مثل کوه روی سر ما آوار شده بود، به هم برسیم.
    مرد خردمند هنر پیشه را عمر دو بایست در این روزگار
    آقای ابتهاج عمر شما دو چندان… 🙂

  4. این شعر رو آقای ابتهاج برای استاد شهریار می خونند وقتی که در بستر بیماری هستند و شعر زیبایی هم شهریار در پاسخ به ایشان می سرایند، سایه جان زنده بمانیم که چه ….

  5. دوستان گرامی عشق هیچگاه نهان نمی‌گردد این یک و دو آنکه عشق وصالی ندارد که معشوق به عاشق و عاشق به یار رسد ؛
    عشق هم چیزی نیست که به همه داده شود …
    همه عاشق نیستند ؛
    امید که کسی پندار نکند که بنده عاشق و دیگران نیستند و یا آنکه عشق را تجربه نموده ام و هیچ کس از سخنان بنده آزردگی ای به دل نگیرد ؛

    در نهایت اینکه عشق پیش همه است ولی آنکه عشق را بیند عاشق شد نه هر که انسان بود
    و عمری م در انتظار عشق گذشت و هیچ عشق در دلم پیدا نشد …

    درود

  6. این یک بیت هم تقدیم به دوستان هنر دوست در اقتباس دست و پا شکسته ای از استاد ابتهاح:
    با لب خاموش و دیده تر شعر تو را میخوانم
    پاسخم گو به کلامی، که کلام من و توست….

    امید که در نظرِ طبع شعردوستان نیک‌ جلوه کند.
    سید محمد مدنی سولدوزی.

  7. این یک بیت هم تقدیم به دوستان هنر دوست در اقتباس دست و پا شکسته ای از استاد ابتهاح:
    با لب خاموش و دیده تر شعر تو را میخوانم
    پاسخم گو به کلامی، که کلام من و توست….

    امید که در نظرِ طبع شعردوستان نیک‌ جلوه کند.
    سید محمد مدنی سولدوزی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *