آب کم جو تشنگی آور بدست

شاعر: مولانا

آن نیاز مریمی بودست و درد
که چنان طفلی سخن آغاز کرد

جزو او بی او برای او بگفت
جزو جزوت گفت دارد در نهفت

دست و پا شاهد شوندت ای رهی
منکری را چند دست و پا نهی

ور نباشی مستحق شرح و گفت
ناطقه‌ی ناطق ترا دید و بخفت

هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست

حق تعالی گر سماوات آفرید
از برای دفع حاجات آفرید

هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آب از بالا و پست

تا نزاید طفلک نازک گلو
کی روان گردد ز پستان شیر او

رو بدین بالا و پستیها بدو
تا شوی تشنه و حرارت را گرو

بعد از آن بانگ زنبور هوا
بانگ آب جو بنوشی ای کیا

حاجت تو کم نباشد از حشیش
آب را گیری سوی او می‌کشیش

گوش گیری آب را تو می‌کشی
سوی زرع خشک تا یابد خوشی

زرع جان را کش جواهر مضمرست
ابر رحمت پر ز آب کوثرست

تا سقاهم ربهم آید خطاب
تشنه باش الله اعلم بالصواب

۸۳ دیدگاه در “آب کم جو تشنگی آور بدست”

  1. سلام

    آب کم جو تشنگی آور بدست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست

    فکر میکنم این درسش باشه لطفآ اصلاح کنید

  2. یعنی دنبال هر چی که هستی برو دنبال ضد اون چیز بگرد به مرادت خواهی رسید! اگه دنبال پولی برو دنبال فقر! اگه دنبال درمانی برو دنبال درد! اگه دنبال راحتی هستی برو دنبال سختی؟! خیلی جالبه! خیلیها معنی این حرفها راهم نمیفهمند!

  3. سلام
    آب کم جو تشنگی آور بدست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    اغلب معارف اسلامی و از جمله دستور به تشنگی در ماه مبارک رمضان توصیه به کم آب خوردن دارند پس این اب درمانی چه می گوید که روزی حد اقل هشت لیوان آب بخوردید؟!! امام کاظم ع فرمودند زیاد خوردن آب همانگونه که زراعت را ضایع می کند بدن انسان را نیز ضایع می کند.
    دکتر حسن اکبری متخصص آسیب شناسی سلولی

  4. برای داشتن براشتی از اشعار مولانا…..ابتدا بایستی با دایره استعاره های وی آشنا شد،،،،درد و درمان و تشنگی و سایر موارد….هر کدام داستانی دارند…..به کتاب. ..با پیر بلخ…نوشته محمد جعفر مصفا….رجوع نمایید.

  5. در جواب دکتر حسن اکبری، یقیناً نباید بدن را تشنه و گشنه نگه داشت. حتی نباید با افکار بد ذهن خود را رنج داد. ولی اگر کسی یقین داشته باشد که روزه گرفتن به سلامتی اش (کاهش قند خون،چربی خون و..) کمک می کند، مشکلی نیست. ضمنا به کسی که تشنه نباشد دریا را هم بدهی، سیراب نمی شود. پس قبل از طلب آب باید احساس تشنگی داشته باشی و واقعا تشنه باشی.

  6. به نظر من
    اب کم جو تشنگی اور بدست
    یعنی اینکه قبل از اینکه چیزی رو بخواهی اول خودت رو برای داشتن اون اماده کن مثل ادمی که تا وقتی تشنه نشده ارزش واقعی اب رو درک نمکنه
    سعی کن قبل از اینکه چیزی رو بدست بیاری اول لیاقت داشتن اون رو بدست بیاری

  7. تشنگى بدست بیاور یعنى درطلب محبت صادق باش وحقیقتآ این را طلب کن مثل حالت تشنگى شدید واقعى نه ان تشنگى گذراى غیر واقعى انوقت است که وقتى تو طالب واقعى وتشنه حقیقى یافتند به تو توجه خواهند کرد واتش محبت را به تو خواهند داد پس باید از جان ودل مشتاق بود وعلا مت ان انست که هر قدر از محبوب خود دور ماند اشتیاق بیشتر میشود ولى اشتیاق عارضى باشد اگر بوصل نزدیک نشود شوقش منقضى میشود

  8. آب کم جوی….
    لقمان حکیم به پسرش نصحیت کرده بود که اگر می خواهی بهترین غذای دنیا را بخوری ، صبر کن تا گشنه گشنه شوی ، آنوقت هر چیزی که بخوری از نظرت لذیذترین طعام است . اگر می خواهی در راحترین رخت خواب دنیا بخوابی صبر کن تا خسته خسته شوی ، آنوقت در هر کجا هم که بخوابی برایت راحت ترین ، جای دنیاست. و…و…
    تعبیر من از این شعر 👆. با تشکر.

  9. استادعباسمنش بارهااین شعررا درکلاس ها میخانند..دقبقا دوستان معنای اصلی راذکر کردند نظری که لقمان حکیم گفته صحیح است و نطری که دوست ما گفته دنبال هر چیزی هستی دنبال ضدش برو تا بیشتر اون رو درک کنی….

  10. اقایون خانما مگه نمیگن افکار فرکانس داره من اگه دنبال ثروت باشم یعنی دنبال فقر باشم./؟ پس فقرا چرا ثروتمند نمیشن؟ جواب میخوام دارید تلگرامم مرسی @alikhanloou

  11. این بیت” آب کم جو تشنگی آور به دست … تا بجوشد آب از بالا و پست”در واقع داره قانون خواستن و تقاضا را بیان میکنه و مفهومش مصداق همون ضرب المثله که میگه چاه باید از خودش آب داشته باشه !یعنی اگه دنبال اگاهی،ثروت،عشق یا هر خواسته ای هستی اون رو از دیگران طلب نکن بلکه وقتی عطش رسیدن به اینها رو در خودت جستجو کنی بهت داده میشه و روش یافتنش را پیدا میکنی در واقع اینجا دقیقا داره به قانون جذب اشاره میکنه که همه قدرت ها و ثروت ها و عشق در درون خودت نهفته است و فقط وقتی اونا را حس میکنی و بهشون میرسی که به کسی یا چیزی وابسته نباشی بلکه شادی در درون توست …..

  12. طبق نظر استاد محمد علی طاهری ، آب در عرفان سمبل آگاهی هست. و تشنگی یعنی مشتاق شدن برای رسیدن به آگاهی

    یعنی اگر طالب بدست اوردن آگاهی در مورد اسرار عرفان هستی، باید ابتدا مشتاق باشی، و اگر اشتیاق در شما وجود داشته باشه، آگاهی به سمتت میاد

    در خیلی جاها مولانا به این موضوع اشاره کرده. مثلا:
    تشنه میگوید که کو آب گوار
    آب هم گوید که کو آن آبخوار

    یعنی بیشتر از اینکه تشنه به دنبال آگاهی باشه ، آگاهی به دنبال فرد مشتاق میگرده تا خودش رو به اون برسونه. ولی فرد مشتاق رو پیدا نمیکنه.

  13. با استفاده از اهرم رنج و لذت میزان خواسته ات را اینقدر متمرکز و قوی میکنی تا بدستش بیاری
    فنجونت رو خالی کن.

  14. با سلام.تعبیر از شعر مولانا تعبیری مادی نیست.من کامنت ها رو خوندم و تعجب کردم.متاسفانه اغلب برداشتها سطحی و دنیوی است.در صورتی که مفهوم این شعر معنوی است.رسیدن عاشق و معشوق

  15. مظر دوستان خیلی جالب بود
    اما درستش اینه
    هر چیزی به وجود اومده توی دنیا به خاطر نیاز بوده ، هر اختراع و کشف جدید و…
    این نیازها باعث به وجود آمدن خواسته برای برطرف کردن اون و به وجود اومدن راه حل میشه.
    اگر ما توی زندگی به تضاد نخوریم نمیتونیم بفهمیم که چی میخوایم
    اگر به تضاد تشنگی نخوریم طلب اب نمیکنیم اگر گشنه نشویم طلب غذا نمی کنیم
    اگر همه چیز تو زندگی باشه و همه چی روبراه باشه، گل و بلبل باشه ، ما انگیزه ای برای حرکت کردن نداریم چون همه چی هست ، اما این جهان دو قطبی هست ، جهان جهان تضاد هاست . جهان برای گسترش نیاز به تضاد داره.
    تا ما متوجه بشیم چی میخوایم و با به دست اوردن اون چیزی که میخوایم جهان گسترش پیدا میکنه.

  16. آقا جون چرا جو زده می شیم
    خیلی واضحه که آقای مولوی جو زده شده
    یعنی چی که مریم چون درد داشت طفل به سخن آمد
    مگر دیگر مادرها درد ندارند ؟ چرا طفلشان فقط گریه میکند آن هم پس از کتکی که می خورد
    آب کم جو تشنگی آور بدست به لحاظ فن شعر و زیبایی توالی کلمات جذابه ولی واقعیت اینه که حرفه فقط

  17. اصلا نمیتونی برداشت مادی و دنیوی ازین شعر داشته باشی…این دیگه حتی از فلسفه هم بالاتره به نظرم…بطوری که یجورایی حسش میکنی درکش میکنی اما قادر به توصیفش نیستی…نگاه سطحی من ازین شعر اینکه واقعا باید تشنه ی عشق یکی باشی و هیچوقت خودتو سیراب نکن از چشمه عشق اون

  18. بحث مولوی در مورد مسائل معنوی است نه مادی.
    و به نظر حقیر ایشان می‌خواهد این مطلب را بیان کند که تا انسان چیزی را که میخواهد نشناسد نمی تواند به آن برسد چون نمی داند که چه می خواهد.
    انسان اگر در مثال ایشان آب می خواهد که همان مطلوب است باید اول ارزش و معرفت نسبت به آب پیدا بکند.
    انسان اگر خدا را میخواهد باید اول خدا را بشناسد و وقتی که خدا را شناخت آن وقت با اشتیاق به سوی خدا حرکت می کند همانگونه که شخص تشنه به دنبال آب می گردد.
    و بحث ایشان همین است سیر و سلوک و رسیدن به خدا .
    تا کسی تشنه این مطلب نباشد اصلا به فکر حرکت و رفتن به سوی آن را هم نمی کند.
    البته این نظر و فهم قاصر این حقیر از این بیت شعر جناب مولوی است. ویژگی مولوی در این است که مطالب عرفانی خیلی سطح بالا را با تمثیلات قابل فهم و آسان کرده است .
    خداوند او را غریق رحمت خودش بکند

  19. سلام خدمت همه عزیزان
    آب کم جو تشنگی آور بدست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    یعنی اینکه از روی عادت کارهات رو انجام نده حالا این کار میتونه شامل افعال و افکار و مشغله ها در طول زندگی دنیایی باشه
    مثلا از روی عادت دعا نخوان بلکه از روی نیاز(یعنی انسان باید به فقر ذاتی خود آگاه و در پیشگاه غنی مطلق معترف باشد)و از روی فقر دعا بخوان
    یعنی به همه چی نوک نزن
    بفهم چی نیاز واقعیت هست ادامه
    تا بجوشد آبت از بالا و پست…اونموقع که نیازت رو فهمیدی و رفتی سراغ (خود)ت و رفتی در خانه غنی مطلق میفهمی که خدا همه چی رو در (خود) انسان گذاشته و با استعانت از خدا میتونه به غنا برسه چون خودش فرمود انتم الفقرا و هو غنی الحمید
    #مهدی_خیامیان حلقه های اندیشه ورزی #هیات_یاحسین_اصفهان

  20. …. تمامی پدیده های این جهان وقتی معنی پیدا میکنند که تضاد ان وجود داشته باشد….موقعی ما روز را درک میکنیم که شب را دیده باشیم…،هنگاهی ارامش را در میکنیم که در شرایط سخت قرار گرفته باشیم…اب کم جو تشتگی اور بدست،…تا زمانی که نسبت به نعمتهای خداوند تشنگی و عطش داشته باشیم،قدر انها را میدانیم و برایمان لذت بخش است….اگه شما از ابتدا در جای باشی که همه چی برایتان مهیا باشد و هرگز کمبودی نداشته باشی،هیچ موقع شما از زندگی لذت نمیبری……گشنه که باشی قدر اون عذا رو میدونیم،تشنه که باشیم قدر اب رو میدونیم…….خلاصه مطلب؛همیشه خودمون را تشنه همه نعمتها قرار بدیم،که وقتی حتی کمی تعمت ببینیم با ولع و عطش با نعمت برحورد کنیم وازش لذت ببریم….

  21. آب کم جو تشنگی آور بدست…….
    می خواهد بگوید که آنچه مطلوب است، خود هدف نیست لزوما. همیشه اشتیاق ، جذاب تر از خود هدف است. مصداق عینی و مادی: سالها از شخصی خوشمان می آید و آرزو داریم به وصال برسیم. ولی وقتی به وصال می رسیم، مطلوبیتش را از دست می دهد! اون موقع یاد خاطراتی که در پی معشوق بودیم می افتیم و متوجه می شویم که لذات اصلی در ” مسیر رسیدن به اون هدف بوده است” و نه خود هدف. مثال دیگر: اگر می خواهیم مثلا مدرک حقوق بگیریم و بعد کار پیدا کنیم…. حالا همه دلخوشی ما منتظر گرفتن مدرک می شود و بعد از گرفتم مدرک می بینیم مطلوبیتی که دنبالش بودیم ندارد! ولی طی همین طریق خیلی جذاب و یادآوری سختی ها ….که در شوق رسیدن به هدف خیلی جذاب تر است. لذا می خواهد بگوید آنچه برای ما آدمها باید مطلوب باشد، حرکت داشتم و هدف داشتم و سراسر اشتیاق بودن است. همین حرکت و تکاپو برای رسیدن به هدف است که مقدس است و نه اینکه خود هدف. این هدف جوئی و حرکت است که مقدس است و ما را زنده و پویا نگه میدارد. آخر خط خبری نیست. تصور بفرمائید اگر تشنگی نباشد، آب چه مطلوبیتی دارد؟ هیچ.

  22. سلام دوستان عزیز
    این اشعار واقعا انرژی بخش هستن
    به من نیرو میدن
    این اشعار به این معنی هستند هرچیزی را از اعماق وجودت بخواهی به تو داده خواهد شد
    واقعا زیباست و امید بخش

  23. درود ، بله بهلول درست می که .
    بقول سهراب سپهری:
    عشق صدای فاصله هاست.
    اگر به هر نیازی بلافاصله جواب پاسخ داده شود، شور حیات و آگاهی فوران نخواهد کرد . بگذار از نیازمندی عبور کنی تا به بی‌نیاز برسی ، منطق ریاضت همینه

  24. با سلام دیدم هر کسی از راه رسیده یه چیزی گفته با خود اندیشیدم که عه! چرا من نه؟ زین روی منم هم از خودم تفسیری در وکردم بدین شرح:
    آب کم جو تشنگی آور به دست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    یعنی اینکه:
    ای کسی که همش دنبال هدفت هستی؟ لطفا بیخیال هدف شو چون دادش من! پول و بقیه اهداف لذت بخش در این مملکت صاحب داره و صاحبش من و تو نیستیم!
    پس بیخیال شو و به دنبال تشنگی باش چرا که تشنگی برای من و توست و آب برای امثال ساشا سبحانی ها و گنده تر از ساشا سبحانی ها!
    فلذا بیخیال آب شو داداش من
    این بود تفسیر من
    خوب بییییییید؟

  25. یعنی اول نیاز باید در تو احساس بشه بعد نعمت برای تو سرازیر میشه.قانون جهان اینه ،اگرنیازی دیده نشه عطایی نیست .

  26. بنظر من منظور مولانا این است:
    اگر در این دنیا چیزی را به مقدار خیلی زیاد بخواهی جستجو کردن آن کافی نیست بلکه باید تشنه آن خواسته خود شوی. خواه مادی یا معنوی.مثلا کسی که در یک بیابان گم شده وطبیعتا دچار تشنگی شدید میشه، با کسی که در خانه زیر کولر تشنه آبه فرق میکنه واین شخص در خانه از اون کسی که در بیابان گم شده آب بیشتری گیرش میاد .

  27. آب کم جو، کنایه از دنبال پاسخ بودن است (تقویت وابستگی) و تشنگی آور به دست، کنایه از پرسشگری (عامل اصلی هوش معنوی) است.
    آب (پاسخ)، در ذات تشنگی (پرسشگری) است.
    شرط جویندگی و رسیدن، تحقق پرسشگری است.
    جویندگی، الزاما، رسیدن ندارد ولی به دست آوردن در درونش، جویندگی را حمل می کند.

  28. اول این که بدون تشنگی دنبال آب گشتن یعنی بدون ضرورت و نیاز واقعی (تشنگی) عمری را در طلب نیاز های کاذب و خلق توهم نیاز و افزون خواهی های بی جهت تلف کردن است.مسلما هر کسی به اندازه نیاز واقعی خود بهره مند خواهد شد. خواستن، توانستن است.
    دوم این که برای تحقق و عینیت یافتن چیزی در عالم خارج (آب) باید زمینه ی ایجاد آن در درون(تشنگی) فراهم شده شده باشد. منظور این که شایستگی درونی که با پرداخت بهای معنوی هر خواسته ای میسر است وجود داشته باشد.
    همین است که می گویند دنیای بیرون آینه ی جهان درون است.

  29. منظور مولانا از آب
    علم است علم اکتسابی یعنی اینقدر در پی کشف حقایق عالم با چراغ کم سوی عقل برنیایید
    حافظ شیراز گوید

    بشوی اوراق اگر همدرس مایی
    که درس عشق در دفتر نباشد

    و حاج اسماعیل دولابی ره اینچنین :
    معارف الهی آب است. باید کاری کنید که مثل چاه آرتزین از درون خودتان آب بجوشد. گرفتن معارف از دیگران با شنیدن و خواندن، مثل ریختن آب در چاه است که بعد از اندک مدتی آب آن بو می‌گیرد و متعفن می‌شود. باید کمی وقت صرف کرد و با مطالعه کردن، در درون خود حفاری کرد تا به آب رسید.
    مقصود از مطالعه، تفکر است نه کتاب خواندن. البته هنگام کندن چاه وقتی به زمین سخت برسند، مقداری آب می‌ریزند تا زمین نرم و قابل کندن شود. در این حد، استفاده از کلام و نوشته‌های دیگران مفید است. وقتی از درون خودت آب جاری شد شکر کن و از آن آب بکش و خودت بخور و به دیگران هم بده.

    برای فهم بیشتر
    به کانال عارفانه هاaarefaneha@
    مراجعه کنید

  30. تو یکی از نظرات دیدم که به آقایی نوشته بودن مولانا جو زده شده خواستم یه نکته ای رو بگم تو زیست شناسی مبحث هورمون ها این مسئله وجود داره که مادر با شنیدن صدای گریه بچه و نوازشش شیرش بیشتر میشه . در رابطه با حضرت مریم هم به ایشان تهمت ناروا زدن حضرت مسیح (ع) هم که نوزادی چند روزه بودن شروع به صحبت کردن و دفاع از مادرشان شدند.

  31. بنظر من این بیت شعر مارا به افزایش ظرفیت وجودی تشویق میکنه اگر ظرف وجود ما به اندازه یک جام کوچک باشه با مقدار کمی اب پر میشه اما اگر ظرف وجود ما یعنی اشتیاق ما برای کسب اگاهی بسیار وسیع باشه به اندازه اقیانوسی آب یا اگاهی در اون جای میگیره

  32. اکثر دیدگاه درست و بسیار جالب بود تعابیر و برداشت ها کمی متفاوت اما نزدیک به هم و محل تامل و دقت بود و از زوایای مختلف به آن پرداخته شده بود. توصیه می کنم دیدگاه های مختلف را بخوانید. بنظرم اجمالا این بیت بیان دیگری از قانون جذب و بیشتر قانون خلا است.
    اجمالا کسب فیض مستلزم ظرفیت سازی و طلب و نیاز و استحقاق است.
    تا نگرید طفل کی نوشد لبن

  33. تشنگان گر آب جویند از جهان
    آب جوید هم به عالم تشنگان
    چونک عاشق اوست تو خاموش باش
    او چو گوشت می‌کشد تو گوش باش
    بند کن چون سیل سیلانی کند
    ور نه رسوایی و ویرانی کند
    من چه غم دارم که ویرانی بود
    زیر ویران گنج سلطانی بود
    غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر
    همچو موج بحر جان زیر و زبر
    زیر دریا خوشتر آید یا زبر
    تیر او دلکش‌تر آید یا سپر
    پاره کردهٔ وسوسه باشی دلا
    گر طرب را باز دانی از بلا
    گر مرادت را مذاق شکرست
    بی‌مرادی نه مراد دلبرست

    یا آنجا که مولانا گوید:…..
    هر کجا دردی دوا آنجا رود
    هر کجا پستیست آب آنجا دود
    آب رحمت بایدت رو پست شو
    وانگهان خور خمر رحمت مست شو
    رحمت اندر رحمت آمد تا به سر
    بر یکی رحمت فرو مای ای پسر
    چرخ را در زیر پا آر ای شجاع
    بشنو از فوق فلک بانگ سماع
    پنبهٔ وسواس بیرون کن ز گوش
    تا به گوشت آید از گردون خروش
    پاک کن دو چشم را از موی عیب
    تا ببینی باغ و سروستان غیب
    دفع کن از مغز و از بینی زکام
    تا که ریح الله در آید در مشام
    هیچ مگذار از تب و صفرا اثر
    تا بیابی از جهان طعم شکر
    داروی مردی کن و عنین مپوی
    تا برون آیند صد گون خوب‌روی
    کندهٔ تن را ز پای جان بکن
    تا کند جولان به گردت انجمن
    غل بخل از دست و گردن دور کن
    بخت نو در یاب در چرخ کهن
    ور نمی‌توانی به کعبهٔ لطف پر
    عرضه کن بیچارگی بر چاره‌گر
    زاری و گریه قوی سرمایه‌ایست
    رحمت کلی قوی‌تر دایه‌ایست

    دایه و مادر بهانه‌جو بود
    تا که کی آن طفل او گریان شود
    طفل حاجات شما را آفرید
    تا بنالید و شود شیرش پدید
    گفت ادعوا الله بی زاری مباش
    تا بجوشد شیرهای مهرهاش
    هوی هوی باد و شیرافشان ابر
    در غم ما اند یک ساعت تو صبر
    فی السماء رزقکم بشنیده‌ای
    اندرین پستی چه بر چفسیده‌ای
    ترس و نومیدیت دان آواز غول
    می‌کشد گوش تو تا قعر سفول
    هر ندایی که ترا بالا کشید
    آن ندا می‌دان که از بالا رسید
    هر ندایی که ترا حرص آورد
    بانگ گرگی دان که او مردم درد
    این بلندی نیست از روی مکان
    این بلندیهاست سوی عقل و جان

    یا آنجا که مولانا گوید:….
    تشنگان گر آب جویند از جهان
    آب جوید هم به عالم تشنگان

    هر که عاشق دیدیش معشوق دان
    کو به نسبت هست هم این و هم آن

    یا جای دیگر که مولانا چنین گوید:……

    تا نگرید ابر کی خندد چمن
    تا نگرید طفل کی جوشد لبن
    طفل یک روزه همی‌داند طریق
    که بگریم تا رسد دایهٔ شفیق
    تو نمی‌دانی که دایهٔ دایگان
    کم دهد بی‌گریه شیر او رایگان
    گفت فلیبکوا کثیرا گوش دار
    تا بریزد شیر فضل کردگار

    فی الجمله ما باید واقعا اهل طلب باشیم و بخواهیم تا داده شود و البته در اینجا هم بنظرم راز و رمز بسیار است.

  34. با سلام و تشکر از دیدگاههای خوبتان، فکر میکنم قرین رحمت درسته نه قریق و حضرت مریم تفاوتش با سایر زائوهایی که درد دارند این است که ایشان ازمورد تهمت قرار گرفتن درد داشند

  35. عرض سلام واحترام
    به نظرمن منظور این شعرمیتونه همه موارد بالا باشه به اضافه ی اینکه اگر فطرتاً دنبال لذت و آرامش وکمال وعزت و…. حقیقی هستی، دنبال امور پیش پا افتاده نرو “آب کم جوی” مثلاً معشوقی حقیقی خداست، معشوقهای مجازی و فانی رادنبال نکن به معشوقه حقیقی میرسی، “تشنگی آور بدست” نیاز واقعی نسبت به همه حقایق(علم،پرستش، محبت،و…) پیداکن، انجاست که آب حقیقت از هر مکانی وهر زمانی برایت میجوشد وسرازیر میشود

  36. برخی از دید و منظر هرمنوتیک فلسفی ارزیابی نموده اند که جملات یا اشعار هر نویسنده گرسنه معانیند ونه آبستن آن ،پس لزوماً هیچ کدوم از نظرات اشتباه به نظر نمی‌رسد .
    مرگ نویسنده اثر رونالد بارت

  37. برخی از دید و منظر هرمنوتیک فلسفی ارزیابی نموده اند که جملات یا اشعار هر نویسنده گرسنه معانیند ونه آبستن آن ،پس لزوماً هیچ کدوم از نظرات اشتباه به نظر نمی‌رسد .
    مرگ نویسنده اثر رولان
    بارت

  38. چقدر معانی نهفته ست در این شعر . به قدرت میتونم بگم درک این شعر یعنی درک رازهای هستی. اول اینکه همیشه ذهن خودتو خالی نگه دار بطوری که همیشه اماده یادگیری باشی . دوم خودآگاه برو به سمت سختی ها تا به لذت واقعی برسی چون ذات طبیعت اینطوریه برای رسیدن به لذت واقعی باید سختیشو بچشی وکلی نکات دیگه که واقعا درکش زمان زیادی میخواد . . . .

  39. اقای اکبری خیلی شوتی اصلا پرت پرتی
    عزیزان من کامنتارو خواندم خیلی دیدگاهها از منظور مولانا دوره.این چیزی ک تو این شعر هست اصل جهان هستی و رسیدن به سعادت هست و هیچ ارتباطی با دین و مخصوصا اسلام نداره .دوستان عمیق تفکر کنید مفهوم این غزل رو اگر درک کنید جهانتون و دیدتون نسبت به دنیا تغیراساسی میکنه

  40. مهرداد عزیز احسنت بر شما موافقم .منظور اینه که شما اگر خواسته ایی داری زمانی بهش دست پیدا میکنی که احساس نیاز داشته باشی اون خواسته رو با تمام وجودت بخواهی و درد نداشتنش رو لمس کرده باشی اون زمانه ک نوزادت به حرف در می آید

  41. آب کم جو، اشاره به این داره که بدنبال کشف علم ظاهری نباش ( مثل اینکه موجودی از کره دیگه ای میاد به کره زمین و تا حالا آب رو که سرچشمه حیات هست ، ندیده . پس شروع می کنه به تجزیه و تحلیل آب و نهایتا هم به اکسیژن و هیدروژن می رسه و این دو کجا و آب با اونهمه خواص کجا….) ،
    بنابراین مولانا می فرماید دنبال کشف حقیقت اصیل و معنای واقعی هستی و پدیده ها باش( برگ درختان سبز در نظر هوشیار -هر ورقش دفتری است معرفت کردگار)

  42. با سلام،
    به طور خلاصه با یک مثال میگم که حوصله خواندنش وجود داشته باشه،
    به نظر من کاملا منظور مولانا واضحه، میگن که جوانی روزی پیش سقراط رفت و از او پرسید چکار کنم مثل تو بشم، از او خواست فردا بیاد کنار رود، جوان سر قرار حاضر شد، از جوان خواست که برای آبتنی به داخل زوذ بروند، لباس کندند و داخل آب شدند، سقراط سر جوان رو گرفت و به زور زیر آب نگه داشت، جوان در حال خفه شدن بود و به شدت شروع به دست و پا زدن کرد، سقراط او رو رها کرد و بهش گفت هر وقت که به اندازه ای که به دنبال هوا میگشتی وقتی که داشتی خفه میشدی به دنبال علم بشی مثل من میشی،
    مولانا هم همینو میگه، آب کم جو تشنگی آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست، هرچه رویید از پی محتاج رست،

    توصیه میکنم این شعر رو باشعر گریه بر هر درد بی درمان دواست کنار هم بگذارید و مقایسه کنید، هردو یک چیز رو میگن،

  43. منم با نظر سینا شادمان موافقم مخاطب مولانا شاگردان و مریدانش بودن که خواستن ره صدساله رو یه شبه برن مثلا ذکر و ورد خواستن که مکاشفه کنن و مولانای جان هم محترمانه گفته شما تشنگی کاذب دارید اگه دنبال حقیقت باشید اول باید از لذتهایی دنیوی دل بکنید که عطش لذت معنوی در وجودتون جوانه بزنه و در مسیر حق بیفتید و به آب حیات برسید.

  44. سلام، این شعرمولانا مرا یادسوره ضحی میندازه. اول سوره خداوند به اوج روشنایی روز(ضحی) واوج تاریکی شب(لیل اذاسجی) قسم خورده
    ودر جایی به پیامبرمی فرماید: (…الم یجدک یتیما فآوا، و وجدک ضالا فهدی، و وجدک عائلا فاغنی…؟) پیامبر! آیا پروردگارت تورا یتیمی نیافت پس ماوایت داد؟ وتورا گم گشته یافت، پس هدایتت کرد؟ وتورا نیازمند یافت پس بی نیاز کرد؟ …
    این معنی ظاهری آیاته ولی وقتی تدبر کنیم و آیات رو عمیقتر بررسی کنیم، متوجه می شویم که خداوند ما رو به متوجه کرده،
    🌱وقتی که پیامبر، یتیمی معنوی خود رو وجدان کرده وفهم کرده در آغوش خداقرارگرفته وماوا داده شده.
    🌱 وقتی پیامبر گم گشتگی خود رو در وجودش واقعا درک کرده، بعدش هدایت شده.
    🌱 وقتی پیامبر عائل ونیازمند بودن خودش رو از درون وجدان کرده وفهمیده بعدش به غنا رسیده.

    ✔پیامبربا اون همه کمالات خود رو در “اوج نیاز” وتشنه دید تا رفع نیاز شد.
    ✔وقتی عطش واقعی پیداکرد، از اوج تاریکی به اوج نور رسید وبه واسطه اون نور کل عالم رو روشن کرد.

    ✅ماهم باید مثل ایشون فقر ونیازهای واقعی مون رو از درون پیدا کنیم، نیازهای کاذب رو کنار بزنیم وشناختمون رو بالاببریم تا عطش واقعی برای برطرف شدنشون درماشکل بگیره و به غنای حقیقی برسیم ان شاالله…🙏🌹
    تمام دردها وناکامیهای زندگی برای همینه که مانیازهای واقعی مون رو کشف کنیم و از درد به درمان برسیم💕

  45. دیدگاه بهلول عالی بود.عارف میگه زیاد دنبال مادیات نباش چون اگه بتونی خودتو در مسیر الهی قرار بدی
    و لذتهای ‌‌دنیایی رو کنار بزاری روح تو بیدار میشه و اونجاست که تو دست به خاک میزنی طلا میشه‌.و اونجا دیگه تو نیازی به طلا نداری چون تو خودت گرانترین جواهری .دوستان من خودم بسیار دنبال پیدا کردن حقیقت خلقت هستم وشاگرد اساتید مختلفی بودم مثل عباسمنش که واقعا اموزشهاش درمورد مادیات عالیه ومقداریش هم برای رسیدن به دنیای بعدی خوبه .نتیجه گرفتم ولی الان دارم میفهمم که واقعا ما برای اینجا ساخته نشدیم.اینجا محل گذشتن هست .من مذهبی نیستم .و از ادمهای خشک هم متنفرم.امیدوارم همه ما و خداوند به راه راست هدایت کنه .اما اگه کسی خدارو قبول نداره واقها راهش کاملا اشتباهه.

  46. (آب کم جو تشنگی آور بدست).
    اگر آب می خواهی. اول قدم اینه که کمتر دنبال آب باش. آروم آروم اصلا دیگه ور جستجوی آب نباش. آب رو رها کن.
    بذار تشنه بشی . یعنی مشتاق بشی. استیاق یعنی تشنگی. حتی اگه آب هم دیدی ، ننوش. بزار تشنگی و اشتیاق بر تو کاملا غلبه کنه. بعد اون حالتی که بهت دست میده رو نگه دار، حفظش کن. یادت باشه که تشنگی و اشتیاق چه حسی داره. تون حس رو درخودت تقویت کن. بعد برای هر چیزی که میخوای ، ترجیحا معنوی، اون حس اشتیاق و تشنگی رو ور خودت بوجود بیار تا
    ( بجوشد تب از بالا و پست.)
    یعنی خواسته ات از بالا و پایین بر تو نازل باشه و سیراب بشی.

    حس تشنگی خیلی مهمه .
    [email protected]

  47. قسمت دوم ، ادامه نظر قبلی بنده :
    .
    تشنگی یعنی اشتیاق کامل، لَه لَه زدن، با جون ودل خواستن، برای مطلبی سینه خیز رفتن ، تمایل شدید. و فقط و فقط همان مطلب خاص را خواستن ، تا بحال شده چن روز در هوای گرم ، آبی پیدا نکنید تا بنوشید؟ اون حس رو دریابید. اونجوری در طلب مطلبی باشید. معنوی یا مادی. بعد ، آب (یا مطلبی که طلب کردید) از بالا و پایین، راست وچپ، پیش رو و پشت سر ، از شش جهت بر شما نازل میشه.
    خود آب در ابتدا نباید اولویت شما باشه، بلکه تشنه بودن و اشتیاق آن آب اولویت داره.
    .
    [email protected]

    خوشحال میشم درباره نظرم ، نطراتتونو بخونم.😊

  48. بخش سوم :

    یجا مولانا میگه چطوری طالب باید باشیم؟ چجوری طلب تشنگی کنیم؟

    لنگ ولوک و چفته شکل و بی ادب
    سوی او می غیژ و اورا می طلب.

    همه جوره، با اداب و بدون آداب،
    بی ریخت وزیبا، لنگ لنگان ویا دوان دوان ، شبانه روز، درخستگی و سرحالی، ….. سینه خیز بسوی اون مطلب باید رفت.

    ماها نمیتونیم انقدر مشتاق و تشنه باشیم. وگرنه به هدف خواهیم رسید.
    مطلب برامون مهمه در صورتی که اشتیاق و تشنگی اون خواسته باید مهم باشه.

  49. بخش چهارم:
    و نظر جناب بهلول خوب بود‌.
    اونجاکه فرمودن: تشنه ای که در بیابونه، تشنگیش با تشنه ای که زیرکولر خوابیده و تشنه میشه فرق داره. باید مثل تشنه ای که در بیابان در حال مرگه وبدنبال آبه مشتاق بود. اشتیاق اشتیاق اشتیاق‌ . اشتیاق لاینقطع‌ . الهم الزقنا.

  50. منظور از آب کم جو تشنگی آور بدست دوری از افگار مزاحم هستند که شما را همانند آب آبیاری میکنند زمانی که از افکار ذهنی دور شوید آن نور خدا و هوشیاری حضور به شما دست میدهد و همه جا را حضور فرا می گیرید نور خدا می تابد

  51. عزیزان منطورمولانادررابطه بااین ک برتی رسیدن ب هرخواسته اول بایداحساس اون رودرون خودت ایجادکنی اونموقع اون خواستس ک به سمتت کشیده میشه نمیخوادتودنبالش بری مثل بایزیدبسطامی ک۴۰سال ب دنبال خداهمجاروگشت ازاخرفهمیدخدادردعای مادرش بوده .وقتی مثال میخوای پولداربشی دنبال پول نباش هرچیودنبال کنی ازت دورمیشه حسش رودرونت ایجادکن پول بسمتت میاد . حالا تمام منظورمولانادراین شعروخیلی ازشعرهای دیگش اینه احساسسسسسسس
    اون حس رودرونت ایجادکن خودبه خود کشیده میشه اون خواستت ب سمت تو
    تمام خواسته ها برای چیه ؟ نیاز حالارسیدی بهش چی میشه؟به احساس خوبی میرسی
    مثال به خدابرای چی نیازداری برای اینه ک به حس تعالی برسی
    حالایسوال مگرحضرت آدم توبهشت نبود مگرتمام احساسات خوب رونداشت مگرحتی حس تعالی رونداشت چراازبهشت افتادبیرون؟ بهت گفتن سیب وگندم و…ایناخورده ب دروغ نه اینانیست بهش فکرکن چون توقرآن بیش از۴۰۰باراومده تعقلو

  52. درود برهمه عزیزان
    اگر آب سمبل آگاهی باشد منظور این هست که اشتیاق به دانستن و کسب آگاهی در تو زائد الوصف باشد تا ببینی که چطور رمز و رموز خلقت و راه رسیدن به تعالی و رشد برای تو آشکار میشود..‌‌..

  53. به نظر بنده منظور از تشنگی و تشنه بودن مثل ادم‌متحیر میمونه که طالب به دست اوردن و فهمیدن و پیدا کردنه شما یه بجه کوچیک و نگاه کنید ببینید در از به دنیا اومدنش تا ۵.۶ سالگی چقدر متحیر و در مورد هر چیزی از شما سوال میکنه وتشنه فهمیدن و درک‌کردنه و وقتی سوالی میکنه و از ما جوابی میگیره چه ذوق و شوقی براش ایجاد میشه وچقدر به دانسته هاش طی چند سال اضافه میشه وهمین میتونه ادم و سیراب کنه

  54. نظرم تقریباً همونی بود که کربلایی مهدی خیامیان گفت حتی همون آیه که نوشته رو میخواستم بنویسم خلاصه دمش گرم منو از نوشتن نظرم بی‌نیاز کرد،فقط اضافه‌ کنم که کسایی که بدو بدو میرن سمت آب تا وضو بگیرن رو دیدید؟ب نظرم دقیقا به کسایی که از رو عادت نماز میخونن میخوره.حتی من میگم ولش کن اصلا نماز نخوانید دنبال خدا و ارتباط باهاش باشید عوض اینکه با مرمر کردن چنتا آیه که بیشتر شبیه به ورد میمونه تا نشانه خدا خیال خودتونو و وسواستونو برطرف کنید نیاز رسیدن ب بی‌نیاز مطلق رو درون خودتون ایجاد کنید.اولین نظر نادر هم خیلی خوب بود،کلا دم همتون گرم عالی بود عشق کردم بعد طرف ی کامنت مسخره می‌ذاره داخل اینستا یا یوتوب کلی لایک میگیره،عاشق امثال شما دانایان و حکیمان گمنامم

  55. سلام به قول استاد مطهری آدمی تا از طبیعت خویش نمیرد به حقیقت زنده نمی شود
    آب کم جو همون از طبیعت خویش مردن هست و تشنگی آور بدست همان زنده شدن به حقیقت است و حقیقت همان الله است؛

  56. در جواب محمد
    برای پیدا کردن هر گنجی یه سری رموز داره که باید کشفش کنی تا به گنج برسی خوندن یه سری آیات در نماز که اونم دستور همون صاحب گنجه بی دلیل نیست شما باید یه ملاک داشته باشی که بدونی اشتباه نمیری واگرنه میشه مصداق هر کسی از ظن خود شد یار من
    همین نماز تکراری که دستور خداست میتونه در شما نیاز رو بوجود بیاره یه چرایی که شما رو به گنج برسونه
    در کل باید کاری کنی که پرسشگری درونت زیاد بشه اگر شما بخوای هر جوری خواستی با خدا حرف بزنی میشه کاملا برعکس حرف مولانا
    به این فکر کن چرا خدا خواسته با یه اصول و شکل خاصی باهاش حرف بزنی البته منظورم مخصوصا نمازه نه دعا چون دعا رو به هر زبانی میتونی بیان کنی کما اینکه در نماز هم این اجازه داده شده پس در واقع یکی از موارد تشنگی آور به دست همین خوندن نمازه که به شدت تکراری وفقط خدا میدونه تو نماز چی هست که دستور داده

  57. معنی واقعی اینه که آب کم بخور تا سلامت باشی اگه کم اب بخوری شکمت بزرگ نمیشه و چربی دربدنت تولید نمیشه

  58. بنظر حقیر منظور مولانا رها بودن است از تعلق و وابستگی و همچنین این را بیان می کند که در حالی که تشنه ای نسبت به چیزی و همزمان رهایی، خود را آماده ی دریافت آن کنی و اشتیاق آتشین داشته باشی نسبت به آن !

  59. اصل این شعر میخواد این رو بگه: که خود مولانا میفرماید:
    تشنگان گر آب جویند از جهان!
    آب هم جوید ز عالم تشنگان!

    یعنی شما اگر دنلال چیزی باشی اون خودش میاد دنبال تو …

  60. آدم تشنه یا گشنه کتاب را کباب می خونه آنقدر متمرکز و دنبال هدف خودش است تا آن را به دست بیاورد یا به عبارتی بهای نوشیدن آب عطش و تشنگی است

  61. أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر

    یعنی آیا گمان کرده ای که تو یک جسم و ماده کوچکی هستی در حالی که در تو عالم بزرگی نهفته است.

    در این بیان امام اشاره به همان حقیقت غیر بدن و جسم آدمی دارد که از آن گاهی به نفس و گاهی به روح و گاهی به عقل و گاهی به قلب و … تعبیر می شود. این همه مراتب یک وجود هستند و امام بدان اشاره می کند.

  62. قانونی داریم بنام قانون خلاء که کائنات سریعا خلاء را پر میکند تشنگی آور بدست یعنی اینکه خلاء ایجاد کن تا کائنات آنرا پرکند.

  63. با سلام خدمت همه ی بزرگوارانی که در خصوص این شعر از عارف سالک حضرت مولانای بزرگ نظرات خود را درج نمودند،
    بنده اکثر نظرات رو مطالعه کردم،
    می‌توان اینطور گفت که در خصوص فهم و دریافت هر شخص از یک موضوع همگی نظرات به نوعی مصداق این بیت می‌تواند باشد “هر کسی از ظن خود شد یارمن”
    که البته مشخص است در توضیح و تفسیر این مصرع در محضر گرامیان فرهیخته و اهل ذوق نیاز به شریح نباشد.
    حال بعداز مقدمه برای بنده با شنیدن این بیت معروف “آب کم جو تشنگی آور بدست، تا بجوشت آب از بالا و پست”
    می‌توان مصادیق بسیاری معنوی و بعضآ مادی مثال زد،بعنوان مثال افرادی که از سر عادت و با به زحمت انداختن جسم و روح خود و افراط در مسائل عبادی بدون درک درستی از فرائض دینی گاهآ به جایی می‌رسند که عبادات واجب و یومیه خود را انجام نمی‌دهند،
    بعنوان مثال اگر گفته‌ شده که امام معصوم علیه السلام و یا فلان در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده، قطعآ آن جناب به آن مقدار عبادت و راز و نیاز با خداوند نیاز داشته است و به نوعی روح آن بزرگوار به آن مقدار تشنه بوده است، حال بنده نوعی که حال ۲ رکعت ادای نماز صبح را بیشتر ندارم ،چه نیازی هست که خود را به زحمت انداخته و با افراط و فیلم بازی کردن و بدون احساس نیاز به آن مقدار از عبادت خود را به زحمت انداخته و جایی از راه بریده و بقولی کم بیارم.
    مثل آب که حضرت مولانا در این بیت آورده می‌تواند مصداق هر موضوع دیگری باشد و همانطور که عرض کردم همه برداشتها به نوعی صحیح است که نیاز به توضیح از طرف بزرگواران دارد.

  64. من برداشتم اینه که در مسیر هدف بودن بهتر از رسیدن به خود هدفه، با دیدگاه بهلول در نظرات به شدت موافقم

  65. این بیت زیبا دقیقا برمیگرده به آیه مبارکه سوره نمل آنجا که میفرماید امن یجیب المضطر اذا دعاه ، در اینجا مریم المضطر بوده و یجیب ، به سخن آمدن عیسی بوده ، انسان همواره باید در نیاز چیزی باشد تا خداوند از نعمت های بیکرانش و از فیضش او را نعمت دهد.

  66. آب کم جو تشنگی آور به دست
    با سلام وقت بخیر

    جناب مولانا یکی از بزرگ ترین قوانین جهان را بیان کرده است یعنی قانون توجه و قانون خواستن
    معنی و رازی که در این بیت بیان شده این هست انسانی که تشنه هست فقط به یک چیز توجه داره و اون هم آب هست فقط یک چیز را طلب میکند آب
    اصلا اهمیت نمیده هوا چه طوره کجا قرار دارد چه روزی هست
    توجه بزرگ ترین قانون جهان هستی هست شما به هر چیزی که توجه کنید آن را جذب میکنید و به دست می آورید
    دقیقا در ادامه شعر این موضوع بیان شده
    تا بجوشد آبت از بالا پس
    و نتیجه میگیریم هر چیزی که در این دنیا میخواهیم فقط کافی هست مثل انسانی که در یک کویر تشنه هست به دنبال و فکر آن باشیم تا آن چیز از جهان معنویت به جهان مادیت بیاید و به ما برسد
    انشاالله شاد پیروز پولساز باشد

  67. سلام
    دوستان همه به مصرع اول شعر اشاره کردند و مصرع دوم باقی موند. در تفسیر شعر نگاه به کل شعر و حداقل ابیات نزدیک و کل بیت باید در نظر گرفته بشه.
    تشنگی آور به دست : فنجونتو کامل خالی کن تا دریافت کنی
    تا بجوشد آب از بالا و پست : آب موقع جوشیدن از پایین حبابهایی میسازه که هدفشون بالا اومدن و رسیدن به بالاترین نقطه هست. اینجا شاعر با اشاره به پست (صفر) و بالا (یک) اشاره و توصیه کوچکی هم به دیجیتال بودن و یا سنگی و یا رومی بودن داره.
    در کل همچین شاعر عارفی مسلما سطحی نگر نیست و همونطور که دوستان گفتن مفهوم کلی اینه که فرق انسانها در خواسته هاشون هست. هر آنچه در جستوی آنی ، آنی

    سوالی یا انتقادی بود در خدمتم
    @alirezamdnzz اینستاگرام

  68. این شعر شبیه شعر سعدیه که میگه اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور معرفت بینی
    این طعام و آب در شعر مولانا شاید بمب اطلاعت و ورودیهایی است که این روزها عالم خیال که نقطه اتصال انسان و خداست آلوده وشلوغ ومشوش کرده و به آینه‌ی کدری تبدیل شده که چهره‌ی حق در اون به وضوح پیدا نیست

  69. یا در روایتی از پیامبر داریم کسی که خطورات خود را کنترل کنه (تطهیر خیال) انچه من میبینم میبیند وآنچه من میشنوم میشنود
    در زمانه ای هستیم که اکثر انسانها با انواع تکنولوژی و هجوم دیدنیها وشنیدنیها و اطلاعات ذهنی مشوش و پریشان داره و تا این چشمه گل آلود است چیزی در آن پیدا نیست اما یک چشمه‌ی زلال حتی حرکت مویرگی موجودات ریز هم در ان قابل مشاهده است

  70. معنیش میشه از هر چی بدت بیادسرت میاد یعنی رها کن اگه از گرما بدت میاد و متنفری انقدر گرما میفرسته تا یاد بگیری در گرما راحت بنشینی وقتی به انجا رسیدی ان زمان نسیم و برایت میفرسته یعنی تشنه شو اب خودش تو را پیدا میکنه

  71. شمالیا یه ضرب المثل دارن که میگه وشنا ره خرش نونه ، خسته ره بالش نونه ، معنیش میشه آدم گرسنه به خورشت نیازی نداره هر چیزی رو میخوره و لذت هم میبره ، و آدم خسته نیازی به بالش نداره و روی حصیر هم میخوابه، و این بیت به نظرم منظورش اینه که قبل از جستجوی آب اول باید تشنه باشی و این موضوع رو میتوان در تمام زمینه ها تعمیم داد

  72. یک معنی این است
    که اگر بتوانی جلو شهوت خودت را بگیری و ارضا نشوی یک حالت سرخوشی دائم به تو دست می‌دهد

  73. گر ابتدا سعی کنیم جهان بینی و نگاه مولانا را به نظام آفرینش بفهمیم و درک کنیم ،بهتر و بیشتر متوجه تعابیر و معانی خواهیم شد،متاسفانه مردم افکار و معانی کلمات عرفانی و شعرای با افکار بلند را با اصطلاحات کوچه و بازار تطبیق میدهند،مادیات،شراب،عشق آن هم از نوع دنیوی و ارتباط زن و مرد و….،در حالی که کافی است دقتی در متون قرآن بفرمایید و بعد ببینید که اکثر اشعار مولانا تعابیر بسیار عالی از متون قرآن است ،گرچه ادبیات خود قرآن نیز به تعبیر تمام اهل فن خاص و منحصر به خداوند است و انسان عاجز از گفتن آن است،در خیلی از اشعار نیز عیناً کلمات آیات الهی آورده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *