home e-mail me! rss feed

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

سبکتکین گفت,

دسامبر 9, 2010 @ 10:11 ق.ظ

سلام ، مثل همیشه فوق العاده بود ، دستتون درد نکنه

nahid گفت,

دسامبر 16, 2010 @ 10:05 ق.ظ

its wonderful. i love it

mostafa گفت,

دسامبر 25, 2010 @ 5:09 ب.ظ

عالی بود

مهرگان گفت,

دسامبر 29, 2010 @ 6:00 ق.ظ

این شعرو وحشی بافقی کفته یعنی در واقع وصیت نامه وحشی هستش که بسیار هم زیباست.

خروس سحر گفت,

می 18, 2011 @ 3:16 ب.ظ

من جاهای مختلفی رو جستجو نمدم و متاسفانه ای شعر رو در دوان “وحشی” و یا حتی منصوب به اون پیدا ننمودم . چنانچه راهنمایی مفیدی بنمایید از شما ممنون میشوم .

محمود گفت,

جولای 3, 2011 @ 7:37 ق.ظ

این شعر از وفادار استهباناتی هست اشتباه نکنید مال وحشی بافقی نیست این شاعر معاصر که الان ۱۰۰ سالشه عمرش به دنیا نموند و تولد ۱۰۰ سالگیش سر مزارش درسید علاءدین حسین شیراز برگذار شد که همین شعر اونجا خونده شد و میتونید برید سر مزار با بشتر آشنا سید وبدونید البته چند دهه هست که به دیار باقی شتافته

محمود گفت,

آگوست 17, 2011 @ 11:10 ب.ظ

محمود جان مرسی بابت اطلاع … شعر خیلی قشنگی بود چند وقتی بود شعری نخونده بودم که انرژی داشته باشه.

سارا گفت,

اکتبر 7, 2011 @ 1:47 ب.ظ

من عاشق این شعرم….یکی واسم مسیجش کرد که خیلی دوسش داشتم….اونم عاشق ای شعر زیبا بود…. آه

سعید گفت,

اکتبر 13, 2011 @ 4:16 ب.ظ

ای جانـــم ازاین شعرزیبا..دستت درست..

عسل گفت,

نوامبر 28, 2011 @ 10:34 ب.ظ

سلام من اهل شعر نبودم اما امشب عشقم بهم پیشنهاد داد واعتراف میکنم تحت تاثیر قرار گرفتم واقعا هم از شما هم از اونى که خیلى دوستش دارم وخیلى چیزا ازش یاد گرفتم ممنونم!

مرضیه گفت,

ژانویه 2, 2012 @ 5:02 ق.ظ

باده ی ناب
نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی
تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم
همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی
هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید
مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید
به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

سلام-این شعر از علی اصغر وفادار است-علی اصغر وفادار ۵/۱/۱۳۳۹ در استهبان متولد شد-او اینک در شیراز(نزدیک شاه چراغ) به کار دندانسازی مشغول است-کتاب دلتنگ (اشعار وفادار) از وی به چاپ رسیده -اما به این شعر، به خاطر بیت
به نمازم مگذارید بیاید واعظ* پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
مجوز چاپ داده نشده

مرضیه گفت,

ژانویه 2, 2012 @ 5:21 ق.ظ

اصلاح میکنم
تخته هایش همه از چوب رز یاقوتی

فرشید گفت,

مارس 12, 2012 @ 4:16 ق.ظ

بسیار عالی

تنها گفت,

آوریل 9, 2012 @ 6:43 ق.ظ

مرسی مرضیه خانم خیلی قشنگ بود

ایلیا گفت,

ژوئن 19, 2012 @ 5:20 ق.ظ

دروغه این از وحشی بافقی هست این یارو دندون پزشکه تقلید کرده

فرانک گفت,

جولای 31, 2012 @ 2:06 ب.ظ

با سلام
میخوام بدونم شاعر این شعر کیست؟

حبیب گفت,

سپتامبر 8, 2012 @ 10:58 ق.ظ

سلام برهمه ادب دوستان سرزمین دلاور پرور ایران زمین
عزیزان بنده بشما قول میدهم که وفادار استهبانی از شعرای بنام فارس که سالها در شیراز زندگی کرده و بیشتر اهالی شیراز او را می شناسند و کلاً ادب دوستان شیرازی به شیوه حافظ شعر می گویند . سربلند باشید

میرویس گفت,

اکتبر 4, 2012 @ 5:59 ق.ظ

عالیست.

حسین گفت,

مارس 12, 2013 @ 1:15 ق.ظ

یاقوت لب لعل تو مر جان مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
قربان وفاتم به وفاتم گذری کن
تا بوت مگر بو کنم از روزن تابوت

رضا گفت,

مارس 23, 2013 @ 5:35 ب.ظ

سلام دوستان . این شعر از وحشی بافقیه . میتونین به کتابخانه ملی تهران مراجعه کنید و در نسخه خطی که از ایشان بجا مانده و مربوط به چند صد سال قبله این مطلب پیدا کنین .دندانپزشک و استهباناتی و غیره هم تز شعر ایشان استفاده کردن .شاد باشین.

حمید گفت,

مارس 30, 2013 @ 7:48 ق.ظ

با سلام به تمام دوستان فرهیخته
آنچه مشخص است , شعر ناب و زیبایی است . از شما که نظر گذاشتین و از کلیه کسانی که جهت پر بار نمودن سایت تلاش کرده اند ” سپاس”.

هادی گفت,

جولای 16, 2013 @ 3:41 ب.ظ

مرسی مرضیه خانم ،مهم نیست از کدوم شاعره،بالاخره از یکی از شاعرای خوب این سرزمینه،مهم اینه که قشنگه.من قسمتی از اون را داشتم ولی الان همه شعر رو اینجا دیدم و خوشحال شدم از خوندنش لذت می برم . یک شعر هم حافظ داره تو همین مایه که جالبه

من آن دم که گردم زمستی هلاک

به آیین مســتان بریدم به خـــــاک

به آب خـــرابـــات غســـلم دهیـــد

پــس آن گاه بر دوش مستم نـهید

به تابــوتی از چـــوب تاکم کــنـید

به راه خـــرابـــات خـــاکم کـــنـید

مریزید بر گـور من جـــــز شــــراب

میــاریـــد در مـــاتمم جـــز ربــــاب

مــــبادا عــزیزان کــه در مـرگ من

بنالــد به جز مطـــرب و چـــنگ زن

تو خود حافظ از سر زمستی متاب

که ســلطان نــخواهد خراج از تورا

هادی ج گفت,

سپتامبر 27, 2013 @ 5:41 ق.ظ

دستتون درد نکنه خیلی قشنگ بود

مهدی رحمانی گفت,

ژانویه 26, 2014 @ 2:27 ب.ظ

با سلام . به نظر من هم این شعر متعلق به آقای وفادار است . من چند تا از دیوان های چاپ قدیم وحشی بافقی رو دارم ولی این شعر رو ندیدم . با تشکر

وحید گفت,

می 28, 2014 @ 10:55 ب.ظ

دستت درد نکنه چندین سال بود دنبال این شعر می گشتم فقط یک مصرع یادم بود که پیداش کردم ازت ممنونم
واقعا حال دادی

رسول حاجی باقری گفت,

ژوئن 24, 2014 @ 12:17 ب.ظ

اصغر وفادار -فرزند محمد -متولد ۱۳۳۹-استهبان (فارس)
در حال حاضر در شیراز، فلکه شاه چراغ به حرفه ی دندانسازی (نه دندانپزشکی) مشغول است.
کتاب “اشعار وفادار (دلتنگ) از ایشان چاپ شده است. (به کوشش محمد رضا آل ابراهیم)
چاپ نخست ۱۳۸۸
شماره کتابشناسی ملی: ۱۵۶۲۴۱۰
این کتاب مجموعه اشعار محلی، غزلیات، دوبیتی ها و … وفادار است.

رسول حاجی باقری گفت,

ژوئن 24, 2014 @ 12:20 ب.ظ

باده ی ناب

نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی

تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم

همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید

عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید

بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی

هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید

مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید

بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید

به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

امید گفت,

جولای 15, 2014 @ 12:56 ب.ظ

دمتون گرم خیلی شعر با معنی، من این شعر اول در تعذیه گوش کردم.

RSS برای نظرات این نوشته

میخواهید نظر یا پاسخی به نوشته بدهید ؟