از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
۶ دیدگاه در “از بهاران کی شود سرسبز سنگ”
از دیدگاه من مولانا، خدا را شناخته، اسلام و قران را درک کرده، رمز وراه نزدیک شدن به ربش را یافته و حالا دارد بقیه را نصیحت میکند.
در این شعر بالا روشن است که دارد انسانها رادعوت میکند به دور انداختن منیت هایشان و اینکه چون خاک باشند، خاک نرم است و زیر پای همه هست و ادعایی ندارد در خالیکه تمامی مواد معدنی لازمه برای رشد و نمو بهترین گل و گیاهها راداراست و ضمنا خاک توانایی اذیت و ازار ندارد در حالیکه سنگ درست برعکس خاک است مثل ادمهای پر مدعا و مغرور بادل و روحی نفوذ نا پذیر و فاقد خوبیها هستند و مایه رشد کسی نیستند.
و اما اینکه صوفیان میخواهند مولانا را به خود اختصاص دهند من اصلا مولانا را صوفی نمی بینم.
صوفیان از نظر اللهی و پیامبرش مردودند.
شعر های حضرت مولانا
چه قدر زیبا معنی کردید این شعرِ پر مفهوم و آهنگین رو. مچکرم
شما اول برو صوفی را بشناس و در خصوص عرفان تحقیق کن عزیز من بعد نطر بنویس مولانا یک عارف بود حالا این عارف را در جهان صوفی sufi معنا میکنند . پخته و کامل صحبت کنید اگر نظر میدهید
در این شعر مولانا صحبت از نرمی دل و تواضع در پیشگاه خداوند می کند، می گوید انسان با سخت دلی همچون سنگ به جایی نمی رسد، اول باید در پیشگاه خداوند خاضع و خاشع شوی تا اینکه معارف الهی از قلبت به سوی زبانت به سیلان آید. سخت دلی از تکبر و خودبینی سر چشمه می گیرد و کسی که سخت دل باشد باشد دیگر جایی برای معرف ندارد بلکه همچون شیطان رانده می شود.
در این شعر مولانا صحبت از نرمی دل و تواضع در پیشگاه خداوند می کند، می گوید انسان با سخت دلی همچون سنگ به جایی نمی رسد، اول باید در پیشگاه خداوند خاضع و خاشع شوی تا اینکه معارف الهی از قلبت به سوی زبانت به سیلان آید. سخت دلی از تکبر و خودبینی سر چشمه می گیرد و کسی که سخت دل باشد باشد دیگر جایی برای معرف ندارد بلکه همچون شیطان رانده می شود.
با تأیید ازتحلیل تفسیر از ابیات مولانا صاحب توسط محترم لطیف جان و رد سخنان بی اساس بی بنیاد محترمه سهیلا که فاقد معلومات از تصوف عرفان هستن
توصیه میکنم به خواهر محترمم که در راستا مطالعه و کسب معلومات آفاقی، کوشا باشند هیچگاه بی مورد در یک موضوع نتازند
باحرمت عبدالولی ترین
از دیدگاه من مولانا، خدا را شناخته، اسلام و قران را درک کرده، رمز وراه نزدیک شدن به ربش را یافته و حالا دارد بقیه را نصیحت میکند.
در این شعر بالا روشن است که دارد انسانها رادعوت میکند به دور انداختن منیت هایشان و اینکه چون خاک باشند، خاک نرم است و زیر پای همه هست و ادعایی ندارد در خالیکه تمامی مواد معدنی لازمه برای رشد و نمو بهترین گل و گیاهها راداراست و ضمنا خاک توانایی اذیت و ازار ندارد در حالیکه سنگ درست برعکس خاک است مثل ادمهای پر مدعا و مغرور بادل و روحی نفوذ نا پذیر و فاقد خوبیها هستند و مایه رشد کسی نیستند.
و اما اینکه صوفیان میخواهند مولانا را به خود اختصاص دهند من اصلا مولانا را صوفی نمی بینم.
صوفیان از نظر اللهی و پیامبرش مردودند.
شعر های حضرت مولانا
چه قدر زیبا معنی کردید این شعرِ پر مفهوم و آهنگین رو. مچکرم
شما اول برو صوفی را بشناس و در خصوص عرفان تحقیق کن عزیز من بعد نطر بنویس مولانا یک عارف بود حالا این عارف را در جهان صوفی sufi معنا میکنند . پخته و کامل صحبت کنید اگر نظر میدهید
در این شعر مولانا صحبت از نرمی دل و تواضع در پیشگاه خداوند می کند، می گوید انسان با سخت دلی همچون سنگ به جایی نمی رسد، اول باید در پیشگاه خداوند خاضع و خاشع شوی تا اینکه معارف الهی از قلبت به سوی زبانت به سیلان آید. سخت دلی از تکبر و خودبینی سر چشمه می گیرد و کسی که سخت دل باشد باشد دیگر جایی برای معرف ندارد بلکه همچون شیطان رانده می شود.
در این شعر مولانا صحبت از نرمی دل و تواضع در پیشگاه خداوند می کند، می گوید انسان با سخت دلی همچون سنگ به جایی نمی رسد، اول باید در پیشگاه خداوند خاضع و خاشع شوی تا اینکه معارف الهی از قلبت به سوی زبانت به سیلان آید. سخت دلی از تکبر و خودبینی سر چشمه می گیرد و کسی که سخت دل باشد باشد دیگر جایی برای معرف ندارد بلکه همچون شیطان رانده می شود.
با تأیید ازتحلیل تفسیر از ابیات مولانا صاحب توسط محترم لطیف جان و رد سخنان بی اساس بی بنیاد محترمه سهیلا که فاقد معلومات از تصوف عرفان هستن
توصیه میکنم به خواهر محترمم که در راستا مطالعه و کسب معلومات آفاقی، کوشا باشند هیچگاه بی مورد در یک موضوع نتازند
باحرمت عبدالولی ترین