انتظار

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار توست

سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست

هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت
این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست

ای سایه صبر کن که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست

14 دیدگاه در “انتظار”

  1. امیر هوشنگ ابتهاج(زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت) متخلص به، ه. ا. سایه، شاعر ایرانی است. وی هم‌اکنون ۹۰ ساله است و در کشور آلمان زندگی می‌کند.

  2. بى نظیر ترین آهنگ زندگى ام با تنظیم فوق العاده موسیقى مرموز و صداى رخنه کننده علیرضا قربانى
    سپاس از این هنر و عزیزان این اثر خاص و دل انگیز 🌺👌🙏🏻

  3. آفرین به علیرضا قربانی
    خیلی وقت بود کار خوب ازش نشنیده بودم‌
    به به
    دمش گرم و سرش خوش باد

  4. اَی سایه صبر کن تا که بر أید ببام ما
    ان طیر خفته که از اشیان توست🌹💐❤️🙏🏿🙏🏿🙏🏿

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *